تازه ترین ها

صفحهء ایثار (اشعاری چند در مدح شهدای شوراب)

صفحهء ایثار (اشعاری چند در مدح شهدای شوراب)

مهاجر

می نویسم شمه‌ای از همت مردان دین

قصه‌ی شوراب هلمند، غازیان این زمین

اوجِ ظلم و بربریّت چون ز دشمن شد زیاد

قتل و کشتن، چور و غارت، چاپه‌های خائنین

مسجد و مکتب، مدارس جملگی اندر خطر

دود و آتش شد بلند از خانه‌های مؤمنین

اندرین حالت کجا آرام گیرد مرد حق

تا نگیرد انتقام از دشمنان خاک و دین

همت مردانه را آمد پیام عزم و جزم

رَو بسوی مرز دشمن با لباس آتشین

صف گرفتند نوجوانان با دلی پر از امید

تا به وصل یار، گردند ناصر مستضعفین

نُه تن عاشق نوشتند صفحه‌ء ایثار خویش

ترجمان عزت اسلام گشتند این چنین

حامدِ جانانه آن استادِ رزم و مُنتقم

بدری و منصور و غازی بدرُ دین

عبدِ رحمان عاشق دین، وان توکل مولوی

مرد سنگر آن هلال و هم نوید خوش جبین

هر یکی بودند شمسی نورشان دنیا گرفت

نعرهء تکبیر هر یک دلنواز مسلمين

شد به زخم مومنان مرهم هجوم طالبان

چونکه باشد یار و همراه نصرِحق عزم متین

ای که هستی غرّه از اسباب ظلم و وحشتت

می شناسی این زمین است مدفن مستکبرین

نیروی ایمان و وحدت همدم ما هر زمان

جانِ‌خود‌دادن چه آسان، بهر مولا را ببین

حک بتاریخ است ز ما هر افتخارِ جنگ و صبر

رو بپرس از انگلیس و شوروی راز همين

کمپِ ” بستن” یاد باشد تا که تاریخ است بیاد

قوم افغان داد درسی از برای مفسدین

لاله‌ها سرخ کرده رنگ خاک پاک این وطن

خاک اسلام، مهد افغان، بیشهء عشاق دین

ای “مهاجر” قاصر است در حق مردان جهاد

بیت و ابیات شما، کی میشود تفسیر این

Related posts