تازه ترین ها

دستآوردهای هجده ساله رژیم کابل !

دستآوردهای هجده ساله رژیم کابل !

محمد داود مهاجر

رژیم کابل و منسوبین آن، در این روزها که سخن از مصالحه و گفتگو می‌ شود، حرف از حفظ دستاوردهای ۱۸ سالهء خویش می زنند.
آیا رژیم‌ های دیکته شده بر ملت مظلوم و مستضعف افغانستان، به‌ راستی کدام دستآورد مثبتی برای مردم این خطهء فقیر داشته‌ اند ؟ یا اینکه منافع باداران خارجی خود را سرخط نقشه ‌های کشیده شده قرار داده و ما یملک این ملت بی ‌دفاع را با نام دولت و حکومت به تاراج برده‌ و در جیب آمران خویش ریختانده ‌اند ؟

در این چند سطر ، این موضوع را کمی انکشاف می ‌دهیم.

تعریف دستآورد :

دستآورد را می ‌توان بر چیزی اطلاق کرد که اثرات مثبتی داشته و منافع مادی، معنوی، اقتصادی و غیره را در بر داشته باشد. پس آیا آنچه را که رژیم کابل در مدت هجده سال برای ملت مسلمان افغانستان به ارمغان آورده است، می‌توان دستآورد گفت یا نه؟
اکنون چندی از دستآوردهای (!) رژیم را یاد آور خواهم شد و خوانندگان باید قضاوت کنند که این ها را می‌ توان دستآورد گفت ؛ یا عکس آن، به قهقرا بردن سرنوشت این ملت، به زمان شر و فساد است.

دستآوردهای رژیم کابل :

  • ۱ – همکاری برای دوام اشغال :

از مهم ترین دستاوردهای رژیم کابل، جای دادن و دوام دادن به اشغالِ اشغالگران خارجی در مدت هجده سال متمادی در این خاک مسلمان نشین، جهت کشتن و بندی کردن افراد مختلفِ جامعه، کوچک و بزرگ، زن و کودک و تخریب منازل و مساجد، چور و چپاول کردن اموال و دارائی‌های این مردم ستمدیده و مظلوم است.
و همکنون بعد از گذشت هجده سال، بازهم دست به دامن اشغالگران هستند و زاری می‌کنند تا خاک ما را ترک نکنند و نروند.

  • ۲- انحطاط فرهنگی :

خاک افغانستان یکی از سرزمین‌ های صد در صد اسلامی و از گذشته‌های دور تا حالا پای‌بند به موازین و معیارهای شرعی بوده اند. تا جائی که ما کدام کشور مسلمانِ دومی را سراغ نداریم که به این اندازه به سنت‌های دینی- مذهبی سرسخت بوده و عامل باشند. چنانچه بسیاری از سنت ‌های شرعی جزو آداب و عادات جداناپذیر فرهنگیِ این ملت قرار گرفته ‌اند؛ مانند پای‌بندی به نمازهای پنجگانه از همان اوان کودکی تا کهنسالی (چیزی‌که بنده بنابر تجربه در بسیاری از کشورهای اسلامی ندیده ‌ام) ، گذاشتن محاسن ریش در تمامی سنین، بالاچیدن شلوار تا نصف ساق پا، گذاشتن عمامه بر سر از همان نونهالی، در پوشش کامل بودنِ زنان و دختران و غیره. همهء این چیزها خبر از عجین شدن فرهنگ اسلامی با پوست، گوشت و خون این مردم دارد.
اما آمدن رژیم‌ دست ‌نشانده کابل، باعث سرازیر شدن سیل‌آسای فرهنگ‌ های منحط غربی‌، شرقی‌ و هندی‌ گردید. از سر و صورت گرفته تا عادات و آداب زندگی، همگی با برنامه ‌های دقیق اشغالگران و مبلغان شان، به‌سوی همسویی با فرهنگ‌ های غربی سوق داده شدند.
فرهنگ و کلتور اسلامی و عنعنات مذهبی- ملی و اجتماعی مردم ما را ربودند و با رنگ و صبغهء دیگری رنگ‌کاری کردند.
به‌ راستی اگر مجاهدت و فداکاری علما و طلبای ربانی در جهاد نمی‌ بود، شاید امروز بعد از گذشت ۱۸ سال، بویی از فرهنگ و کلتور اسلامی باقی نمی ‌ماند؛ مگر در کدام کنار و گوشهء دور افتاده از دسترس حکومت.

  • ۳- نشر فحشا و فساد :

به مجرد روی کار شدن رژیم دست‌ نشانده کابل، شبکه‌های ماهواره‌ ای، که خارج از کدام کنترلی، تمامی برنامه‌های منتشر شده از طرف کفار را باز می کنند، به صحنهء ظهور آمده و با تمام آب‌و‌تاب هویدا گشتند.
شبکه ‌های تلویزیونیِ مخصوصی با بودجه و حمایت ‌های مالی خارجی، بر علیه دین ما بسیج گشتند و با نشر فحشا و فساد، نیمه‌برهنه شدن بدن و سرِ زن، نشر بی‌اندازهء آواز و ساز، رقص و رقاصی، اختلاط زنان و مردان و غیره، اصل و اساس دین ما را مورد حمله قرار دادند و مردم را با فحشا و دین‌گریزی آشنا و نزدیک کردند. جای شک و تردیدی برای کسی نگذاشت که به‌ سوی لادینی راه را برای نسل‌ های حال و آینده کشور گشوده ‌اند.

  • ۴- ارتداد و مسیحیت :

یکی دیگر از دستآوردهای رژیم‌ کابل در طول هجده سال گذشته، هموار نمودن سفرهء دعوت برای تبشیری ‌های مسیحی است که با برنامه‌ های دقیقی در خفا و آشکارا تعداد زیادی از جوانان ملت مسلمان ما را با دادن امتیازات مادی و مالی، از دائرهء اسلام خارج نموده و در خانهء مسیحیّتِ منسوخ شده، داخل کردند. عبدالرحمن یکی از آن صدها جوان فریب داده شده است که در اوائل سلطه و غرور رژیم کابل ( چنانچه در همان زمان این خبر رسانه‌ای شد) اعلان تغییر دین از اسلام به مسیحیت نمود و رسما کافر گردید و طبق معلومات رسیده، بسیاری از مراکز علنی و مخفی در کابل و دیگر ولایات مهم کشور تعیین گردید که جوانان را در پایگاه‌ های خاصی جمعآوری نموده و تزریق افکار مسیحیت می‌ نمودند.

  • ۵- ایجاد انشقاق و حزب‌گرایی :

از مهم ترین ارمغان‌ های رژیم کابل ایجاد احزاب زیادی در بدنهء ملت و مردم افغانستان است. بدین صورت آن ها را در برابر همدیگر مشغول تبلیغات، غیبت گویی و جبهه گیری نمودند و با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» ملت ما را پارچه پارچه و از هم گسسته نمودند. حال اینست که در زمان حاکمیت امارت اسلامی، همه زیر یک بیرق جمع بودند؛ غیر از تعداد کمی که با سرخط دادن دیگران مقاومت می‌کردند.

  • ۶- تقویت کشت و مافیای مواد مخدر :

با وجود صرف بودجه‌ های هنگفت بین المللی، افغانستان ۹۰ در صد مواد مخدر جهان را تولید می کند. در حالیکه امارت اسلامی در کم ترین فرصت توانسته بود کشت مواد مخدر را به درجه‌های صفر نزدیک کند. اما کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر توسط رژیم‌ کابل دوباره به بلندترین درجهء خود رسید. چنانچه بسیاری از دست‌اندرکاران دولتی و حکومتی، در کشت، خرید، فروش و نقل مواد مخدر به‌صورت بین المللی کار را آغاز کرده و باعث شدت و کثرت کشت آن شدند.

  • ۷- فساد اداری و مالی :

دربخش اداریِ رژیم، تمامی کارها بر مبنای رشوت و اخاذی از ملت مظلوم صورت می‌گیرد. اگر کسی بخواهد کوچکترین کار خود را به پیش ببرد باید زیرمیزی چیزی را از جیبش بیرون کرده و به مسئولین دولتی بپردازد. و در سطح جهانی به درجه‌های اول و دوم و سوم در بخش فساد اداری ثبت گردیده است.

  • ۸- افزایش جرائم سازمان یافته :

در زمان حاکمیت امارت اسلامی، امنیت در سطح کشور چنان عام و گسترده گردید که لک‌ها پول و پیسه را اگر کسی با خود تا جایی حمل می ‌نمود، کسی نبود که جلوش را بگیرد؛ اما در حاکمیت رژیم کابل، جرائمِ بزرگ اختطاف و ربودن مردم و سرقت‌ های مسلحانه، چنان زیاد گردید و سازمان ‌یافته شد که در وسط کوچه‌های کابل، به وسیلهء موترهای ضد زره یی اقدام به دزدی می‌کنند.

این بود بیان اندکی از دستآوردهای (!) رژیم کابل که همه ‌روزه داد از حفظ ارزش‌ها و دستآوردهای هجده ساله خویش می ‌زند

Related posts