تازه ترین ها

از خدمت به رژیم کابل تا شهادت در صف طالبان

از خدمت به رژیم کابل تا شهادت در صف طالبان

سعید مبارز

از یک طرف نبود زمینه های کافی کسب و کار و از طرف دیگر تبلیغات، توطئه ها و دام های گوناگون استعماری، سبب شده است تا روزانه صدها جوان این کشور به عنوان پولیس، اردو، اربکی و فلان و فلان شامل ارگان های نظامی رژیم مزدور شوند ودر صف اشغالگران ایستاده و در حمایت از آن ها و نظام دست نشانده شان کشته و زخمی شوند و یا هم بدست مجاهدین اسیر گردند.

از آنعده جوانان افغان که فریب تبلیغات دشمن را خورده بود و مدت ۱۳ سال تمام برای رژیم مزدور کابل بخاطر متاع قلیل خدمت کرد، جوانی هم بود که به «ولسوال جیحون» شهرت داشت. اما او بالاخره در اثر تلاش ها و کوشش های زیادی مجاهدین و پس از درک حقایق، صف ادارهء اجیر را رها نموده، با سلاح و تجهیزات نظامی اش در ولسوالی چهارسده ولایت غور به صف مجاهدین امارت اسلامی پیوست.

روند رهایی صف رژیم کابل و پیوستن به صف مجاهدین، در این اواخر به اثر سعی و تلاش های شبانه روزی اداره دعوت و ارشاد و جلب و جذب امارت اسلامی بسیار رو به افزایش است. اما آنچه وادارم کرد تا سرگذشت این سرباز را به تحریر درآورم، تفاوت بزرگ ماجرای «ولسوال جیحون» با سائر تسلیم شده گان، از لحاظ روحیه، احساسات و انگیزه های درونی بود.

ولسوال جیحون بر خلاف عساکر تسلیمی دیگر به خانه اش برنگشت بلکه با کمال اخلاص و صداقت و با کمال شوق و ذوق در ملک غربت در پهلوی برادران مجاهد خود ایستاده شد و در سخت ترین معرکه ها و جنگ ها بر علیه نیروهای رژیم مزدور سهم گرفت .

ولسوال جیحون دارای چهره زیبا و نورانی و اخلاق نیکو بود. نیز از صفات تقوا، تواضع، صداقت، شجاعت و دلیری برخوردار بود.  جیحون شخصیت اثر گذاری داشت. او اگر چه معلومات زیادی دینی نداشت، اما سخنانش بسیار جذاب، دلنشین و قناعت بخش بود و زمانی که در شبکه های بیسیم با رفیقان دورهء سربازی خود رخ می شد آن ها را دعوت می کرد و مشکلات و اشتباهات شان را برشمرده و  قناعت شان می داد.

ولسوال جیحون بزرگترین دلیل پیوستن خویش به طالبان را ظلم و جنایت عساکر اجیر در عملیات ها و تلاشی های شب هنگام خانه های افراد ملکی و ضرر رسانیدن به آن ها بدون کدام دلیل و سند، عنوان می کرد.

احساسات و انگیزه های درونی “جیحون” خودنمایی نبود بلکه او از عمق دل برای آزادی کشور و اقامهء حکومت اسلامی به مدت ۶ ماه مبارزه نمود و سخت  ترین مشکلات و مصایب را در این راه متحمل شد.

او پس از درک حقایق و یکجا شدن با مجاهدین، لذت مبارزه در راه خدا را چشیده و بوی نعمت بزرگ شهادت را در قله های سر به فلک غور جستجو می کرد و بیتابانه انتظار نایل آمدن به این مقام سعادت بخش را می کشید.

همان بود که در سحرگاه هفتم رمضان سال ۱۴۴۰ هجری قمری  در طی یک عملیات که از جانب مجاهدین بالای اجیران دون همت رژیم کابل در ولسوالی چهارسده راه اندازی شده بود، به اثر انفجار ماین دفاعی دشمن جام شیرین شهادت را نوشید. نحسبه کذالک والله حسیب.

پیوستن شهید جیحون به صف مجاهدین و ایستادگی در برابر اشغالگران و عمال داخلی شان و بالآخره شهادت او در این راه درس و پند بزرگیست برای کسانی که تا هنوز در صف نیروهای رژیم کابل قرار دارند و بخاطر متاع قلیل دنیا جان و ایمان شان را به خطر می اندازند.

آن ها باید از سرگذشت شهید «جیحون» پند بگیرند که مبارزه فقط بخاطر رضای خدا و آزادی و استقلال کشور مایه عزت و سربلندیست و می باید در این راه جان و مال خود را صرف کرد نه بخاطر متاع اندک دنیای دون

Related posts