سه شنبه ، 22 اکتبر ، 2019

زندگان جاوید بخش ۱۳

زندگان جاوید بخش ۱۳

نویسنده گان : فاروق سمنگانی و ابوالاحسان نجیب الله گرزیوانی

مرتب : حبیبی سمنگانی

شهید داملا عبیدالله مشهور به داملا محمد – تقبله الله –

شهید داملا عبیدالله مشهور به محمد در سال ۱۳۶۷ خورشیدی در یک خانواده دین دوست و علم پرور چشم به جهان گشود. شهید داملا محمد در سن هفت سالگی برای درس های دینی شامل مدرسه فلاح الدارین در منطقهء چوچمن ولسوالی حضرت سلطان ولایت سمنگان شد. او درس های عصری را تا صنف شش در مکتب متوسطه اورلمش (ولسوالی حضرت سلطان) خواند. سپس روند فراگیری علوم دینی را در مدارس مختلف ولایت های سمنگان، بلخ، بغلان، قندوز و تخار ادامه داد و کتاب های فنون را تا مطوّل نزد علمای جید ولایات مذکور خواند.

شهید داملا محمد در سال ۱۳۸۹ خورشیدی به هدف آزادی کشور عزیز از چنگال صلیبی های اشغالگر و غلامان حلقه بگوش شان عزم جهاد کرد و برای تعلیمات نظامی، شامل معسکر حضرت عمر فاروق – رضی الله عنه – در منطقه تندورک ولایت بلخ شد. او سپس مدت یکسال در کشور پاکستان به درسهای دینی اش ادامه داد. شهید داملا محمد در سال ۱۳۹۱ خورشیدی در پهلوی ادامه درس ها، به جهاد مسلحانه نیز آغاز کرد. یک پوسته در منطقه اوملی (حضرت سلطان) و یک پوسته دیگر در منطقه شریکیار (حضرت سلطان) توسط مجاهدین به سرکردگی او فتح شد. او دران سال به حیث مسئول انتقالات نیز در چوکات تشکیلات جهادی ولایت سمنگان خدمت می نمود.

شهید داملا محمد در سال ۱۳۹۲ خورشیدی به حیث مسئول جهادی ولسوالی حضرت سلطان انتخاب شد و مدت بیش از سه سال به این حیثیت خدمات جهادی انجام داد. در سال ۱۳۹۲ خورشیدی، مجاهدین به سرکردگی او قوهء اداره مزدور کابل را که به ولسوالی مذکور آمده بود شکست دادند و چندین تانک و وسایط نظامی دشمن را از بین بردند.

شهید داملا محمد در سال ۱۳۹۵ خورشیدی با رفقای جهادی خود به ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان رفت و دران جا به همراهی مجاهدین آن ولسوالی، چهار پوسته را در منطقه زیرکی فتح نمودند. هرگاه قوای رژیم مزدور به ولسوالی دره صوف آمد، مجاهدین هفده شب و روز محاصره ماندند، اما بالاخره محاصره را شکستند و نیروهای اجیر را با شکست سنگین مواجه ساختند.

در سال ۱۳۹۶ خورشیدی، مجاهدین به سرکردگی شهید داملا محمد به قریه های بغل شکاف و هزار قدوق ولسوالی حضرت سلطان پیشروی کردند و دران جا سنگر گرفتند. نیروهای دشمن در برابر مجاهدین یورش آوردند، چند تن از مجاهدین در جریان درگیری شهید شدند و خود داملا محمد زخم برداشت، اما دشمن دشمن بالاخره شکست خورد و وادار به عقب نشینی شد.

شهید داملا محمد در سال ۱۳۹۷ خورشیدی یکبار دیگر به حیث مسئول جهادی ولسوالی حضرت سلطان تعیین شد. در طی یک سالی که داملا محمد از مسئولیت ولسوالی مذکور سبکدوش بود، تقریبا تمام نقاط ولسوالی مذکور از کنترول مجاهدین بیرون شده بود. اما با برگشت داملا محمد، مجاهدین دوباره با مورال عالی وارد منطقه های از دست داده خود شدند و دشمن را عقب زدند. نیز مجاهدین ولسوالی های دره صوف و حضرت سلطان در سال ۱۳۹۷ خورشیدی در عملیات های ولسوالی دره صوف به گونه مشترک و به شکل منظم سهم می گرفتند و به فتوحات زیادی نائل شدند. مثلا ؛ در حمله بر پوستهء اربکی های قومندان ظالم به نام «کور ابراهیم» هفده نفر اربکی کشته و جندین تن دیگر شان زخمی شدند. سپس در منطقه دایکندی ولسوالی دره صوف نیز در حمله مجاهدین بر پوسته اربکی ها ۸ اربکی کشته و ۲۰ اربکی دیگر زخمی شدند. همچنان در حمله بر پوسته های قومندان الماس پیس ۸ نفر اربکی کشته و چند اربکی دیگر زخمی شدند. بعد ازان یک قوای بزرگ دشمن به سرکردگی آمر امنیت ولایت سمنگان «طاهری خوانی» به منطقه زیرکی ولسوالی دره صوف آمد. اما مجاهدین بی درنگ بر آن قوای دشمن یورش بردند و در نتیجه به شمول آمر امنیت ولایت و چند مقام دیگر نظامی در مجموع بیش از ۵۰ تن عسکر دشمن کشته شدند، چند عسکر زخمی و ۲ عسکر دیگر در اسارت مجاهدین قرار گرفتند. مجاهدین ۱۴ وسایط نظامی و ده ها میل سلاح های سبک و سنگین را به غنیمت گرفتند.

در نتیجه زحمات خستگی ناپذیر و مساعی بی دریغ این مجاهد نستوه، بیشتر ساحات و مناطق ولسوالی های حضرت سلطان و دره صوف و بعضی مناطق ایبک (مرکز ولایت سمنگان) فتح گردید، مردم از شر و ظلم مقامات و نظامیان فاسد اداره مزدور کابل نجات یافتند. اما این پیکر شجاعت و شهامت بالاخره در جریان راه اندازی عملیات در منطقه تیخونک در مربوطات مرکز ولایت سمنگان در اثنای یک درگیری به اثر اصابت گلوله دشمن به روز پنجشنبه ۸ حمل ۱۳۹۸ خورشیدی – مصادف با ۲۸ مارچ ۲۰۱۹ میلادی – به سن ۳۱ سالگی به مقام عالی شهادت فائز گردید.

شهید احمد بلال – تقبله الله –

شهید محمد دولت مشهور به احمد بلال پسر داکتر محمد لطیف نواسه مولوی طلب الدین در سال ۱۳۷۷خورشیدی در قریه گاوکی ولسوالی گرزیوان ولایت فاریاب در یک خانواده علمی و روحانی به دنیا آمد و محمد دولت نام گذاشته شد. شهید احمد بلال به سن شش سالگی شامل مکتب گرزیوان شد و همزمان درس دینی را نزد امام مسجد روستای خود می خواند.

شهید احمد بلال بنا بر عشق و علاقه که در امورات دینی داشت، خداوند متعال قلب و پای او را به طرف مدرسه کشاند. او چند وقت در روستای خود در مدرسه انوار المدارس درسهای دینی خواند. او از ابتدای تعلم و درسخوانی چنان ذوق و طبیعت دینی داشت که حتی نمی خواست یک وقت نمازش قضا شود و یا به تماشای تلویزیون و دیگر لهو و لعب بنشیند. تمام توجه و علاقه او به تحصیل علوم دینی مرکوز بود.

شهید احمد بلال از همان نوجوانی می دید و از زبان علماء می شنید که کفار خصوصا غربی ها به سرکردگی آمریکایی ها به کشور اسلامی ما تجاوز کرده، نظام اسلامی را از بین برده، قانون کفری را جاگزین قانون اسلامی ساخته اند و مسلمانان را به نام های گوناگون شهید و یا هم به زندان ها می اندازند. بناءً احساس جهاد و مبارزه دل و دماغ او را مسخر می کند. او فضیلت جهاد، هجرت و شهادت را نیز درک کرده بود، همان بود که تصمیم گرفت عملا به صف جهاد علیه اشغالگران و مزدوران شان بپیوندد و به مبارزه مسلحانه آغاز نماید.

شهید احمد بلال در ماه سنبله سال ۱۳۹۳ خورشیدی قریه گاوکی را ترک نموده به منطقه شش قره ولسوالی گرزیوان نزد مجاهدین می رود و عملا شامل صف جهاد می گردد. شهید احمد بلال بعد از پذیرش از طرف امیر مجاهدین ولسوالی گرزیوان برای یادگیری تعلیمات نظامی داخل معسکر نظامی سلطان صلاح الدین ایوبی در ولسوالی گرزیوان گردیده، تعلیمات فنی نظامی را فرا می گیرد و راهی سنگرهای جهاد می شود.

پس از چند مدت، بنا بر استعداد و قابلیت فوق العاده که خداوند نصیب او کرده بود از سوی امیر جهادی شان داملا شعیب رسالت برای آموزش تعلیمات صحی و جراحی که مجاهدین به آن به شدت نیاز داشتند انتخاب می شود. شهید احمد بلال برای فراگیری تعلیمات صحی و جراحی سفر می کند و با دریافت تصدیق نامهء مهارت در فن جراحی دوباره نزد برادران مجاهد خود باز می گردد و عملا خدمات طبی را در صف مجاهدین آغاز می نماید و زخمی های مجاهدین را تداوی می کند.

او محبت ویژه ای به مجاهدین داشت. شب ها را در خدمت مجروحین بیدار سپری می کرد، هم تداوی می کرد، هم پهره داری می کرد، هم در نبردها سهم می گرفت و  بر علاوه از مجاهدین، زخمی های ملکی را نیز علاج می نمود. هیچگاه آثار خستگی در بدن او دیده نمی شد. صبح و شام بر زبانش ذکر خدا جاری بود و بیشتر روزها روزه می بود. او شخص متواضع و عابد بود.

شهید احمد بلال چون حضور فیزیکی در سنگرهای جهاد را بسیار دوست داشت، همواره امیر جهادی خود را همراهی می کرد. شهید احمد بلال در عملیات های زیادی نظامی اشتراک کرد و وظیفهء که به او سپرده می شد به وجه احسن انجام می داد. او مهارت خاصی در عملیات های چریکی داشت. او به امر امیر خود درس های سلاح لیزری را نیز خواند و به حیث کماندوی قطعه سرخ امارت اسلامی وظیفه انجام می داد.

در واقع زحمات و جانفشانی های این جوان نستوه فراموش نشدنی است. او جوان شجاع و با همتی بود که در دشوار ترین شب و روزهای تاریخ این سرزمین، همچون دژمحکم در مقابل آمریکایی ها و غداران وطن فروش سینه خود را سپر کرد و مردانه وار از دین و میهن خود دفاع کرد. این مجاهد خدمتگار بالاخره شب دوشنبه هژدهم ماه سرطان سال ۱۳۹۷ خورشیدی مصادف با ۲۵ شوال المکرم ۱۴۳۹ هجری قمری در جریان یک عملیات بر علیه نیروهای مزدور در قریه سرچکان در مربوطات مرکز ولسوالی گرزیوان ولایت فاریاب در موضع آنتن به سن ۲۰ سالگی جام سعادت بخش شهادت را نوشید و به آرزوی همیشگی شهادت در راه خدا بودرسید. انالله و اناالیه راجعون.

شهید الحاج ملا محمد عالم خنجر – رحمه الله –

شهید الحاج ملا محمد عالم خنجر فرزند عبدالرشید در سال ۱۳۴۱ خورشیدی در قریه گاوکی در مربوطات ولسوالی گرزیوان ولایت فاریاب در یک خانواده متدین چشم به جهان گشود. او تعلیمات ابتدایی را نزد علمای قریه خود فراگرفت و تعلیمات متوسط را نزد الحاج مولوی صاحب خالمرزا که از علمای مشهور ولسوالی گرزیوان است خواند.

اما هرگاه قشون سرخ شوروی بر کشور عزیز ما هجوم آوردند و افغان های غیور به جهاد و مقاومت پرداختند، شهید خنجر درس های خود را نیمه تمام گذاشته به گروپ یکی از مجاهدین مشهور آن زمان مولوی عبدالغفور مشهور به مولوی قره پیوست و توانست در مدت کوتاهی یک گروپ جهادی را در زادگاه اش ایجاد و مسئولیت آنرا بدوش بگیرد. او در زمان جهاد شوروی و در دوران هرج و مرج داخلی به حزب جمعیت اسلامی وابستگی داشت. اما در سال ۱۳۹۴ خورشیدی با درک این واقعیت که حزب مذکور در حلقه غلامی صلیبی ها درآمده است و همکار و زمینه ساز قوای اشغالگر صلیبی در افغانستان شده است، شهید خنجر رابطه خود را با ان حزب قطع نمود و رسما به صف مجاهدین امارت اسلامی پیوست.

سپس شهید خنجر تا آخرین رمق حیات خود خدمات شایان جهادی را زیر لوای سفید امارت اسلامی انجام داد و از خود کارنامه های درخشان در مبارزه با دشمنان دین و ملت ثبت نمود. اما این شمع پر نور علم و علمدار استوار جهاد به تاریخ ۱۱ ماه جوزای ۱۳۹۷ خورشیدی که مصادف بود با ۱۷ رمضان المبارک ۱۴۳۹ هجری قمری، حین یک سفر جهادی به اثر حادثه ترافیکی به شدت مصدوم شد و پس از چند ساعت، جان شیرین را به جان آفرین تسلیم نمود و به صف شهدای گلگون کفن امت محمدی – صلی الله علیه و سلم – پیوست .انا لله و انا الیه راجعون.

از شهید خنجر – تقبله الله – ۵ پسر و ۲ دختر به دنیا ماند که خوشبختانه همه شان را به زیور علم و تقوی آراسته ساخته است. پسران شهید خنجر – تقبله الله – توانسته اند با نصرت مجاهدین و رشادت در محاذهای جهادی، یاد و خاطرات او را زنده نگهدارند .

با سپاس از شماره ۳۳ مجله حقیقت

Related posts