تازه ترین ها

و آن لذت های جهاد!

و آن لذت های جهاد!

فاروق غوری

وقتی نام جهاد گرفته می شود و یا سخنی از آن در میان می آید، آماده بودن در مقابل دشمن، جنگ، بیخوابی، گرسنگی، تشنگی، محرومیت، غربت، سردی و چیزهای ازین قبیل در اذهان می آید و افکار را به سوی وادی های پرخم و پیچی که در وراء آن زندگی را به مشکل میتوان یافت، می برد. این همه، ولی چیزی دیگری که کمتر قلم ها برای نوشتنش به حرکت آمده اند و نویسندگان از آن یاد میکنند زیبایی ها و لذت های جهاد است.

وقتی از خوبی ها و زیبایی ها جهاد میگوییم اذهان به طرف احادیثی میرود که رسول الله – صلی الله علیه وسلم- در فضیلت سنگر و اجر و ثواب مجاهدینی میگوید که در خطوط اولیه جنگ و سنگرهای دفاع از اسلام و مقدسات نشسته اند و با صبر و مصابره به قیمت خون خویش از اسلام و ارزشهایش دفاع میکنند؛ و منجمله این حدیث رسول الله -صلی الله علیه وسلم- که سهل بن سعد رضی الله عنه آنرا از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت میکند که ایشان فرمودند:« رِباطٌ يَوْمٍ في سَبيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وما عَلَيْها، ومَوْضِعُ سَوْطِ أَحَدِكُمْ مِنَ الجنَّةِ خَيْرٌ من الدُّنْيا وما عَلَيْها، والرَّوْحةُ يرُوحُها العبْدُ في سَبيلِ اللَّهِ تَعالى ، أوِ الغَدْوَة، خَيْرٌ مِنَ الدُّنْياَ وَما عَليْهَا » .[متفقٌ عليه] ترجمه:(يک روز در راه الله پايداری و ايستادگی کردن در برابر دشمن دين از دنيا و آنچه در آن است، بهتر می باشد و جای تازيانهء يکی از شما از بهشت از دنيا و آنچه در آن است، بهتر می باشد، و اول شب يا اول صبحی که بنده در راه الله می رود، از دنيا و آنچه در آن است، بهتر می باشد). به راستی که جهاد با وجودیکه مشکلات و سختی ها ملزومۀ آن است دارای اجر و پاداش بی حد زیاد و فراوان است و علاوتا به کسانیکه به این شعیره مقدس با صدق و اخلاص چنگ زده اند عزت و سرافرازی دنیا و آخرت می بخشد.

اما درینجا به فضائل معنوی جهاد نمی پردازیم بلکه یکی دیگر از زیبای های جهاد را ذکر میکنم، زیبایی که در خور توجه و تأمل و بی نهایت زیبا است، و آن سکون، طمانینت و شیرینی است که در جهاد شامل حال مجاهد میگردد. روزگاری در یک سفر جهادی با چند رفیق شفیق به ولایت غور رفتیم؛ غور با کوه های سر به فلک کشیده، دره های پر خم و پیچ، مناطق سرسبز و دامنه های وسیع خود زیباست و علی الخصوص فصل بهار که طبیعیت فرش زمردین می گسترد، گلها شگوفه می زنند و مرغکان با مستی تمام به نغمه سرایی می پردازند،  راهگذر و سیاح را شیفتۀ خود می سازد؛ این همه، و مزیتی دیگرش داشتن هزاران مجاهد است؛ مجاهدینی که چون خورشید می درخشند، چون ابر سایه می دهند، چون نسیم صبح عطر افشانی می کنند و چون شیرهای ژیان علیه دشمنان دین و اشغالگران وحشی و غلامان حلقه به گوش شان حمله می کنند.

ما مدتی را در یکی از قریه های ولسوالی شهرک گذراندیم که آنرا «دهان انجه» خوانند، این قریه در وسط دو کوه قرار دارد که از وسط این دو کوه و از وسط این قریه دریای “فرارود” می گذرد. ما دقیقا هفت روز را در آن قریۀ زیبا گذراندیم، هفت روزی که دیگر تا امروز هرگز تکرار نشد، حتی یک روز آن دوباره تا هنوز تکرار نشده است، روزهای که گویا ما در بهشت قرار داشتیم، و چنان در آرامش به سر می بردیم که وصف آنرا نمیتوانم کرد.

بعضی وقت ها با خود نشسته و به فکر «دهان انجه»، زیبایی های طبیعت و نیکی های قابل حساب مردمش میروم وسپس به آرامش و لذتی که من در آن قرار داشتم فکر میکنم، با خود می گویم که اگر دشمنان اسلام و دشمنان مجاهدین از آرامش درونی، خاطر آسوده و لذتی که ما در آن قرار داشتیم آگاه می شدند، حتماً به خاطر گرفتن آن از ما- اگر امکان میداشت- با قافلۀ بزرگ رهسپار آنجا می شدند؛ ولی دشمنان ما، طوریکه ضرب المثل مشهور است: المرء یقیس علی نفسه. دشمنان خود را هم با خود قیاس میکنند و فکر میکنند که اضطرابات درونی و تشویش های ذهنی ما هم شاید دامنگیر آنها باشد.

باری در یکی از معسکرات امارت اسلامی بودم و مدتی بیشتر از یک ماه را در آنجا گذرانیدم، اکنون نمیدانم که به کدام وسیله راحت و سکونی را که در آنجا عائد حالم بود دو باره، حتی اگر به خاطر یک ساعت هم اگر باشد، به دست بیاورم.

وقتی بعض دوستانی از جهاد دور مانده اند و از مجاهدین کناره گرفته اند، تماس می گیرند و با جدیت هرچه بیشتر تشویقم می کنند که چرا فلان و فلان جای وظیفه نمی گیری، چرا کار نمیکنی، چرا پول بدست نمی آوری. من با تجاهل استفسار میکنم که چطور و چگونه؟ بعدا پاسخ این گونه می آید: وظیفه بگیر، کار کن، پول به دست آور، خانه بساز و و و …تا راحت زندگی کنی. یعنی منتهای تلاشهای دنیوی که روزها و چه بسا که سالهای زیادی را باید با مشقت بگذرانی، پیش چندین مدیر، رئیس، حاجب و … عذر و معذرت کنی و صدها سوگند حق و نا حق را در جریان کار بخوری، تا – یا میشود و یا نمیشود- راحت زندگی کنی. راحتی که تا کنون هیچ یکی از صاحبان دنیا به آن دست نیافته اند، بلکه بر عکس هر قدر پول و سرمایۀ سرمایه داران بیشتر می گردد نا راحتی، تشویش و اضظراب آنها زیادتر میشود و چه بسا که عدۀ آنها به خاطر استراحت و خواب خویش ادویه آرامبخش و خواب آور میخورند؛ و خیلی اندک اند آنانیکه عثمان وار بزیند و ثروت و داری شان بلای جان شان نگردد و «… وقلیلا من عبادی الشکور».

جهاد بلندترین قلۀ اسلام، مصدر عزت مسلمانها و دروازۀ بزرگی از دروازه های بهشت است، وبا سختی ها و تکالیف عجین شده است و راهش مفروش با خار ها است، کسیکه می خواهد به این دروازۀ بزرگ در آید باید کمر همت بندد و عزم خویش را جزم نماید و همچنین از الله عزوجل کمک و استمداد طلب کند تا بر این مسیر ثابت و پایدار بماند. اما با وجود این همه دشواری ها الله عزوجل به زبان رسولش برای مجاهد نوید دیگری میدهد و آن این است؛ طبرانی از عباده بن صامت رضی الله عنه روایت میکند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَيْكُمْ بِالْجِهَادِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَإِنَّهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ يُذْهِبُ اللَّهُ بِهِ الْهَمَّ وَالْغَمَّ». ترجمه: در راه الله عزوجل جهاد کنید، زیرا جهاد دروازۀ است که الله عزوجل به وسیلۀ آن هم و غم را از بین میبرد.

به راستی و طوریکه بارها تجربه شده است مجاهد مخلص در مسیر جهادی خویش هم و غم را نمی شناسد، تفکرات پوچ شیطانی ذهنش را مغشوش نمی سازد، حسرت های دنیایی به سراغش نمی آید و آرزوهای طویل و عریضی که خیلی ها را به وادی های هلاکت رسانید، به ذهن وی خطور نمی کند و ابراهیم وار در قعر آتش در راحت و سکون و آرامش تمام زندگی به سر می برد.

الهی ما را از مجاهدین مخلص بگردان و از آن لذت های جهاد ما را بهره مند ساز! آمین

با سپاس از شماره ۳۳ مجله حقیقت

Related posts