دوشنبه ، 23 سپتامبر ، 2019

مصاحبه با محترم قاری صلاح الدین صاحب که موفق به فرار از زندان گردید

مصاحبه با محترم قاری صلاح الدین صاحب که موفق به فرار از زندان گردید

 

ترتیب: ابو حفص هروی

اشاره:

پس از رهایی قاری صاحب صلاح الدین که خبر آزادی شان واقعا یک خبر خوشحال کننده بود به اتفاق همکاران ارشد کمسیون فرهنگی، (محترم وثیق صاحب و محترم قاری سعید صاحب) بعد از آنکه با تلاش و کوشش های فراوان معاونت کمیسون فرهنگی اسباب ملاقات فراهم شد (در ۲۰ جون ۲۰۱۹ میلادی) ضمن ملاقات با جناب قاری صاحب صلاح الدین، در مورد رهایی شان و احوال زندان و چگونگی خلاصی شان از زندان گپهای جالب و شنیدنی داشتند که در یک فضای صمیمی و دوستانه ترتیب و اینک به خوانندگان عزیز تقدیم می شود:

سعید هروی:

قاری صاحب خیلی خوش آمدید و اگر در ابتداء چیزی گفتنی دارید به خوانندگان عزیز بفرمایید؟

قاری صلاح الدین:

اولا اللّٰه سبحانه وتعالی را بی نهایت سپاسگزارم که هم چون بنده نالایق اش را از قید دشمنان دین و وطن آزاد گردانید و بازهم در سنگر جهاد و مقاومت قرار گرفتم واقعا اگرشبها وروزها بازهم سر بسجده باشم نمیتوانم قدر این همه نعمتهای الله متعال را بجا بیاورم، در ثانی از همه مخلصین اعم از علماء کرام، محاسین سفیدان، و عام مردم که  بخاطر آزادی این بنده ضعیف شب و روز دروازهٔ رژیم را تک تک  نموده و زحمت کشیدند  اظهار قدردانی میکنم هرچند که سخن آنها را رژیم کابل در مورد آزادی ام قبول نکردند لیکن بازهم این همه  زحمات وتکالیف شان قابل قدر است الله متعال اجر فراوان نصیب شأن  بگرداند.

سعید هروی:

قاری صاحب این بار دوم بود که شما به دست دشمن اسیر شدید درست است؟

قاری صلاح الدین:

بلی چند سال قبل هم در ابتدای مبارزات ما علیه اشغالگران و غلامان شان، مقدرات الهی چنین رفته بود که بنده از مربوطات ولایت بادغیس بدست دشمن اسیر شدم که چند سال در محابس فاریاب، جوزجان، پلچرخی کابل به انواع تعذیبات روحی وجسمی به سر برده که بعد از پوره شدن دوره حبس آزاد شدم.

سعید هروی:

 قاری صاحب اگر در مورد چگونگی اسارت خود بگویید؟

قاری صلاح الدین:

در دوره مسوولیت خود در ولایت فاریاب بخاطر مریضی که داشتم عازم کشور پاکستان بودم که از مسیر ولایت هرات توسط دشمن دستگیر بعد از آن به کابل منتقل شدم البته در این مدت که ۳ سال بیشتر شد در قید امنیت بودم عده ای  به این باور بودند که دیگر قاری صلاح الدین ایُّوبی وجود ندارد شاید اعدام شود شاید هم باقی عمر خود را در قید دشمن سپری کند، و بعضی هم گپهای دگری زدند که من همه را به خدا می سپارم و با ایمان به این وعده الله سبحانه وتعالی کسی که به الله متعال توکل کرد الله برایش کافیست قال الله تعالى: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» توکل ما بر الله متعال بود و بالاخره الله پاک مشکلات ما را حل و آسان فرموده از قید دشمنان رها گردانید.

قاری سعید:

محترم قاری صاحب اگر بگویید در زندان چند مدت شد که شما زندانی بودید و اینکه در کدام محبس ها سپری کردید؟

قاری صلاح الدین:

بنده از زمان گرفتاری درمحابس متعدد مدت حبس خود را سپری نمودم، ۶ ماه در نظارت خانه بندی بودیم، ۹ ماه در بگرام بندی بودیم باز مرا به ریاست ۹۰ که آنجا بسیار بندی ها را شکنجه می دادند، شوک برقی و انواع تعذیب ها جریان داشت، و بسیار اسیران را تکلیف جسمی و روحی می دادند، از اقسام ظلم کار می گرفتند و بعد مرا به ریاست  ۴۰ بردند و حدود یک و نیم سال آنجا بندی بودم و سپس مرا در توقیف خانه انتقال دادند که نسبتا از امکانات برخوردار بود و تا آخر همان جا بودم.

قاری سعید:

در ریاست ۹۰ کابل مشهور است که زندانی ها را بسیار شکنجه و انواع تعذیب می دهند اگر در این باره چشمدید خود را بگویید؟

قاری صلاح الدین:

در ریاست ۹۰ بلی متاسفانه زندانی ها را بسیار شکنجه می کنند انواع تعذیب های جسمی و روحی بر زندانیان جریان دارد، فحش و دشنام و ناسزا بسیار می گویند، البته مرا بیشتر تعذیب روحی می دادند و صدای شکنجه زندانیان واضح شنیده می شد، گاهی مرا می گفتند می بینی همه را اینجا شکنجه می کنیم تو چه فکر می کنی که تو را شکنجه نمی دهند من برای شان می گفتم چون در لوح محفوظ نوشته نشده که مرا بزنید، و همواره بخاطر زندانیان با آنها جنجال می کردم، روزیکه مرا از آنجا انتقال می دادند زندانیان بسیار گریان و پریشان بودند که قاری صاحب شما بودید خوب بود اعتراض می کردید و بخاطر شما ما را شکنجه نداده یا کمتر شکنجه می کردند حالا که بروید معلوم نیست که چه کسی غم ما را بخورد.

وثیق صاحب:

تحقیق کی می کردند یعنی تحقیقات از شما را امریکایی ها می کردند یا داخلی ها و غالبا چه چیز پرسان می کردند؟

قاری صلاح الدین:

در روزهای ابتدای گرفتاری ما، تحقیقات را خارجی ها می کردند که شما چرا به طالبان پیوسته اید عاملش چی است و چرا خود را به این سختی ها گرفتار کرده اید، ما البته برایش دلیل می آوردیم که در مناطق ما جنرال دوستم و ملیشه های آنها بسیار ظلم ها می کردند ما از دست ظلم های جنرال دوستم و ملیشه های آن که بر ما و مردم مظلوم ما می کردند مجبور شدیم دست به سلاح برده و در برابر رژیم جنگ کرده و ایستاد شویم.

وثیق صاحب:

بعضی رسانه ها و یا در صفحات اجتماعی چنین خبرهای شنیده می شود که در آزادی شما کدام معامله یا سازش با افراد رژیم شده است شما در این باره چه گفتنی دارید؟

قاری صلاح الدین:

قطعا دروغ است رسانه ها اگر چنین چیزی گفته یا در فیسبوک ها و صفحات اجتماعی در مورد رهایی ما چنین اخباری را نشر کرده کاملا دروغ است در آزادی ما جز نصرت غیبی الله متعال هیچ چیز دگر نبوده است، در کل جریان آزادی ما یک یا دو نفر انصار بود که الله متعال خیرشان دهد یاری کردند دگه هر چیز که گفته یا شنیده شده، کم و اضافه از تبلیغات دشمن است چونکه دشمن در امر آزادی ما بسیار یک شکست کلان خورده چنین افواهات می کند، و متاسفانه در صدد توطئه و بدنامی است که گویا در اینجا کدام معاملهٔ سیاسی صورت گرفته، این تبلیغات دروغ محض است.

چونکه آزادی من همزمان شد با آن شب که دشمن بالای محبس مجاهدین در منطقه شاخ ولسوالی قیصار  یورش بردند که همه زندانیان سیاسی و جنایی را که نزدیک به ۸۰ تن می رسید با  خود بردند بعضی ها در صفحات اجتماعی چنین وانمود کردند که گویا  قاری صلاح الدین را  در بدل اینها رها کردند اینجا کدام معامله صورت گرفته باشد والله قسم یاد میکنم که هیچ معامله صورت نگرفته و نه هم من اهل معامله هستم. و البته شما هم شاید شنیده یا دیده باشید که دشمن بر دیگر زندانهای مجاهدین مثل یورش بر محابیس ولایت های هلمند ، بغلان و قندوز نیز جریان داشت.

قاری سعید:

در زندان بگرام مشهور است که بسیار بالای زندانی ها ظلم و شکنجه جریان دارید شما اگر از چشمدید خود به خوانندگان ما بگویید؟

قاری صلاح الدین:

بلی متاسفانه در این زندان نیز انواع شکنجه های روحی و جسمی جریان دارد، بعضی دوستان ما را روز برده شب می آوردند و بسیار شکنجه شان می کردند، به طرف تشناب ها با چشم های بسته برده می شدند و تعذیب روحی بسیار می دادند، روز و شب و اوقات برای آدم معلوم نمی شود از بس در حالت چشم بسته و دست بسته به سر می برند، و هیچ وقت نمازها هم معلوم نمی شد، مزاحم تلاوت قرآن شریف می شدند گاهی قرآن ها را نمی دادند و به لت و کوب زندانیان می پرداختند.

قاری سعید:

روحیات مجاهدین زندانی در برابر انواع ظلم و شکنجه رژیم چگونه بود؟

قاری صلاح الدین:

بسیار کم مجاهدین پیدا می شد که روحیاتش خراب باشد همه مجاهدین حتی در حالت شکنجه و تعذیب روحی خوش و خوشگوار بودند و این همه را برای خود افتخار می دانستند که بخاطر دین خدا شکنجه و یا عذاب می شوند و چونکه مجاهدین بر بنای عقیده مبارزه می کنند لذا اثرات بد زندان بر آنها هیچ تاثیر نمی کند.

وثیق صاحب:

قاری صاحب از خودتان بگویید در زندان روزها چگونه سپری می شد یا اینکه کدام خاطره چیز اگر دارید بفرمایید؟

قاری صلاح الدین:

الحمدلله من خدا را سپاس می گویم که درست است زندان سختی های خود را دارد ولی شما باور بکنید من چنان فکر می کنم که این مدت چهار سال چیز که بودم گویا در یک پوهنتون بودم، هم تجربه ما زیادتر شد هم خدا را شکر پخته تر شدیم و هم وضع و اوضاع به ما بهتر معلوم شد.

دشمن بسیار تلاش می کرد مخصوصا افراد دوستم که ما را با وعده و وعید بترساند اما با توکل به خدا آنها را مایوس کردیم، آنها باربار پیشنهاد می کردند که اگر تو با دوستم یکجا شوی، تو را معاون جنبش ایستاد می کنیم، یا ولایت فاریاب را به تو می دهیم، یا به ترکیه تو را بحیث پناهنده سیاسی می فرستیم و حقوق ۶ هزار یا بیشتر دالر برایت مقرر می کنیم و … اما حالی که با ما نشوی این حال و روز تو است هیچ کسی از طالبان غم تو را نمی خورد و پرسان تو نمی کنند و فلان، اما من در جوابش می گفتیم ما به خاطر رضای خدا بیرون شدیم و همه این وعده های شما را نادیده گرفته و از وعیدهای شما هیچ ترس نداریم پشت و پناه ما به خداست و او ما را تنها نمی ماند.

البته دعا و استخاره هم زیاد کردیم در این روزهای نزدیک به آزادی، هم ما هم خانواده و فامیل ما دعاء و استخاره زیاد کردیم به این زودی خانواده ما گفت یک شب خواب دیدیم شما آزاد شدید و به فاریاب رفتید و آنجا مجاهدین صف کشیده به انتظار شما است و می گویند که شیخ صاحب هبه الله امیرالمومنین هم تشریف می آورد برای تبریکی تان، خداوند این خواب صادقه را نیک تعبیر فرمود و ما را از زندان ظالمان نجات داد.

آزادی ما در عقل و منطق جور نمی آید مگر کسیکه از منظر ایمان به این مسایل نگاه کند باز برایش معلوم می شود که الله متعال که یک کار را خواسته باشد بکند مقدرات آن را آسان می کند.

تنها یک آرزوی ما تا هنوز پوره نشده باقی هر آرزو داشتیم الله متعال پوره کرده است و آن آرزوی شهادت است که از الله متعال آرزوی شهادت و رضایت او را انتظار داریم.

وثیق صاحب:

پیام شما برای ملت مسلمان و مجاهدین چی است؟

قاری صلاح الدین:

پیام من به ملت مسلمان و مجاهد خود و به تمام برادران مجاهد اینست که به افواهات و پروپاگندهای دشمن هیچ توجه نکنند و همچنان به جهاد و مبارزه خود بر ضد اهداف اشغالگران و غلامان شان ادامه بدهند و بدانند که پیروزی اول و آخر از مسلمانان و مجاهدین است، و هر سخن و یا کدام گپ می شنوند باید بسیار تحقیق کرده و خود را از موضوع آگاه کنند چنانچه در آیه های قرآن شریف تاکید شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» (۶ حجرات) و یا این آیهٔ شریفه: أ«َیا يُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ …» (۱۲ حجرات)، تا خدا نخواسته در دام شیطان گیر نکنند.

همکاران مجله:

قاری صاحب تشکر از اینکه وقت گذاشتید!

قاری صلاح الدین:

ما هم از شما تشکر و قدردانی می کنیم که سبب رساندن آواز ما به مجاهدین و ملت مسلمان می شوید و امیدوارم همیشه در کارهای خود موفق و سربلند باشید.

 

 

Related posts