پنجشنبه ، 19 سپتامبر ، 2019

استقلال ؛ نکات چندی از نگاه شریعت

استقلال ؛ نکات چندی از نگاه شریعت

شیخ الحدیث قتیبه خاکسار

حريت و آزادى انسان، حفظ كرامت و مصالح آن و نبود استبداد کسی به آن و….. همه منوط به حاكميت شريعت اسلامی است، و حاكميت شريعت زمانی متحقق مي شود كه دولت مقتدر اسلامى در سرزمین اسلامی قائم گرديده و عقيده اسلامى و اراضى مسكونه مسلمانان از هر گونه تهاجم و اشغال مصئون و آزاد شود.

عقيده اسلامى  :

از همه مهم آنست كه عقيده مسلمانان كه توحيد  و خدا پرستی ست از تهاجم و اشغال عقيده كفرى و شركى آزاد و پاک باشد. الله تعالى مي فرمايد : فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ – محمد : ۱۹

ترجمه : پس يقين كنيد كه نيست هيچ معبود بر حق مگر خدا.

نيز می فرمايد : قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ – انعام : ۵۶

ترجمه : بگو هر آئينه منع كرده شد مرا كه عبادت كنم آن كسانی را كه شما می پرستيد، بجز خدا، بگو پيروى نميكنم آرزوهاى شما را ، گمراه شده باشم آنگاه و نباشم از راه يافتگان.

و نيز می فرمايد : وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ – حج : ۴۰

ترجمه : و اگر نمى بود دفع كردن خدا مردمان را بعضی  رابدست بعضى، ويران كرده مى شد خلوتگاه هاى رهبانان و عبادت خانه هاى نصارى و عبادت خانه هاى يهود وعبادت خانه هاى مسلمانان كه ياد كرده می شود دران مواضع نام خدا بسيار، و البته نصرت خواهد داد خدا كسى را كه قصد نصرت دين وى كند و هر آئينه خدا توانا غالب است.

اراضى مسكونه مسلمانان :

به مانند آزادى عقيده، آزادى اراضى مسكونه مسلمانان نيز امر مبرم است.

الله تعالى می فرمايد : أَوِ ادْفَعُوا – آل عمران : ۱۶۷. ترجمه : يا دفع كنيد كافران را (يعنى از بلاد خويش).

اين آيت كريمه به صراحت دلالت می كند كه مسلمانان بايد وطن خود را از كفار و بيگانگان آزاد ساخته استقلال آن را بگيرند.

مگر افسوس و صدها افسوس كه اكثر كشورهاى اسلامى اگر منحيث سرزمين آزادى و استقلال دارند، ليكن منحيث عقيده اسلامى هرگز آزاد و پاک نبوده و نيستند. به خصوص مردم آزادى خواه افغانستان كه  صد سال پيش آزادى و استقلال خود را به لحاظ سرزمين از انگلیس ها گرفتند، ليكن تا هنوز آزادى عقيده خالص اسلامى درين كشور صد در صد متحقق نگرديده است.

اين سخن بجاى خود است كه شير مردان و آزادى خواهان ملت مسلمان افغانستان در هر دورى از تهاجم كفار اشغالگر چون  انگلس و اتحاد جماهير شورى و معاونان داخلى ايشان قيام آزادى خواهى كرده و با قربانى فرزندان شان وطن خويش را آزاد نموده و اشغال را ختم كرده اند.

چند نکات مهم :

۱ : تهاجم انگلیس و نقش علما در مقاومت افغان ها

وقتيكه انگلیس ها از طريق هند افغانستان را در سال ۱۸۳۹م اشغال كردند و شاه شجاع غلام حلقه بگوش خود را در افغانستان امير تعيين کردند، چنانچه الحال امريكایی های اشغالگر غلام خود اشرف غنى را رئيس جمهور مقرر كرده اند، همين بودكه علمای حق و رهبران جهاد نامدار همان وقت چون ملامشك عالم، مولوى عبدالغفور، ميربچه خان كوهدامنى، محمدجان خان وردک، غلام حيدرخان چرخى، فيض محمد صاحب زاده وغيره، عليه اشغالگران انگلس قيام مسلحانه نموده ملت غيور و مسلمان افغانستان را به جهاد دعوت كردند. بالاخره سفارت انگلیسدر کابل سوختانده شد و به شمول سفير تمام ۱۲۳ کارمندان سفارت كشته شدند و غازى محمد ايوب از طرف هرات در ميوند قندهار بر انگلیس ها حمله كرده ايشان را نابود ساخت. غلامان انگلس و حاكمان مستبد وقت در حاليكه جهاد ادامه داشت به امر باداران اشغالگر خود سران مجاهدين را چون مولوى سرور واصف كندهارى، مولوى عبدالواسع و مولوى غلام محى الدين افغان وغيره را شهيدكردند، چنانچه كه غلامان فعلى اشغالگران مجاهدين و مردم مسلمان را شهيد می كنند.

در سال ۱۹۱۹م بعد از وفات امير حبيب الله علمای كرام و مردم متنفذ و مجاهد افغانستان به يک اتفاق امان الله خان را از يكطرف به اين شرط امير تعيين كردند كه عليه حكومت دست نشانده اشغالگران جهادكند و از جانب ديگر براى دعوت و جذبه جهادى مردم در ساحات مختلف افغانستان علما را تعيين كردند، مثلا حاجى مولوى فضل واحد ترنگزی و ملا صاحب جكنور را در ولايات مشرقى، شمس المشائخ  فضل عمر مجددى وغيره را در ولايات جنوب شرقى يعنى لوى پكتيا، مولوى عبدالحميد الكوزى متولى خرقه شريف و مولوى صالح محمد آخندزاده را در ولايات جنوبى يا لوى قندهار تعيين نمودند   و بالاخره افغانستان رابعد از قربانى دادن هزارها عالم دين و هزارها مسلمان مخلص و هزارها اسير وزخمى در ۲۸ اسد ۱۲۹۸شمسى هجرى مطابق با ۱۹۱۹ میلادی  از اشغال كفار انگلیس  و غلامان شان آزاد كرده استقلال را بدست آوردند.

منافقين و معاونين اشغالگران در همان وقت نيز به مثل منافقين و معاونين كنونى کافران اشغالگر به سرکردگی امريكاى جنايت كار از كشتار مسلمانان و ويرانى وطن نه تنها دريغ نكردند بلكه ضرر ايشان به مراتب از اشغالگران بيشتر بوده و است. زيرا ايشان مردم را از مقاومت در برابر باداران خويش منع مى كردند و اكنون هم منع می كنند و………

الله تعالى می فرمايد : الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ – التوبه : ۶۷

ترجمه : مردمان منافق و زنان منافق بعض ايشان از جنس بعض اند، مى فرمايند به كار ناپسنديده و منع می كنند از كار پسنديده، و مى بندند دستهاى خود را، فراموش كردند خدا را پس خدا فراموش ساخت ايشان را، هرآئينه منافقان ايشانند فاسقان.

و نيز می فرمايد : فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا – نساء : ۸۸

ترجمه : پس چيست اى مسلمانان شما را درباره تملق كنندگان دو گروه شديد (يعنى بعضى به تملق فريفته شدند و بعضى نشدند، و مى بايست كه همه به اتفاق فريفته نمى شدند) و خدا نگونسار ساخت ايشان را به شومى آنچه كردند، آيا مي خواهيد كه راهنمائيد(يعنى از جمله راه يابان شماريد)كسى را كه گمراه ساخت او را خدا و هر كه را خدا گمراه كند نيابى براى او هيچ راهى.

۲ : نقش غلامان در اشغال کشور :

منافقين اعتقادى و عملى كه با كفار و اشغالگر هر دور دوستى كرده و بر ضد مسلمانان و هم وطنان خود با اشغالگران همكارى و معاونت نمودند به خصوص منافقين و معاونان اشغالگران فعلى كه تا هنوز افغانستان را در قيد اشغال دارند، هرگز صاحب آزادى و استقلال وطن نبوده ونيستند و بايد ايشان بدانند كه به كارهاى مردم فريبانه خود هرگز جنايت بزرگ خويش را پوشانده نمی توانند و جهانيان و ملت مسلمان افغانستان به سخنان دروغين ايشان هرگز فريب نمی خورند، بلكه حكم همه ايشان نظر به دستور شريعت اسلامى به مانندحكم كفار و اشغالگران است،مجاهدين ايشان را بكشند و يا اسير نمايند و يا به مانند اشغال گران از افغانستان رانده شوند و يا توبه كرده به صفوف مجاهدين بپيوندند.

الله تعالى می فرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ – مائده : ۵۶

ترجمه : اى مؤمنان دوست نگيريد يهود ونصارى را بعض ايشان دوست بعض اند، و هر كه از شما دوست دارد ايشان را پس هرآئينه او از جمله ايشانست، هرآئينه خدا راه نمى نمايد گروه ستمگاران را.

گرچه منافقان و معاونان اشغالگران در ۲۸ اسدامسال مي خواهند بنام جشن استقلال محافلى را ايجاد نمايند تا به ظاهر مردم را فريب داده واقعيت ها را بپوشانند.

بى حيایی وقتی كه از حد بگذرد به خود نفهميده هر چه خواهد می كند. عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ.بخارى،كتاب الأدب ، باب إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ  .

ترجمه : از ابى مسعود رضی الله عنه روايت است كه نبى اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند : آنچه را كه مردم درک كردند از کلام نبوت اولى، وقتيكه حيا نكرديد فعل كنيد هر چه می كنيد. يعنى در عاقبت جزا و عذاب آن را خواهد دیديد.

گر چه ايشان عنقريب پشيمان خواهد شدند، چنانچه منافقين و معاونين دور انگلس و دور روس پشيمان شدند، مگر پشيمانى ايشان سودى نخواهد داشت.

۳ : مستحقین واقعی آزادی و استقلال :

صاحب واقعى آزادى و استقلال بدون شک مجاهدين و آزادى خواهانى اند كه در برابر اشغال گران جنگيده اند و يا اكنون می جنگند، تا دين الله تعالى عالى گرديده و وطن فتح و آزاد شود. منافقان و معاونان فعلى يعنى حكومت مزدور  و همكاران كفار اشغالگر در افغانستان هرگز صاحب آزادى نبوده، بلكه همكار كفار در سلب آزادى اند. الله تعالى می فرمايد : فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ – مائده : ۵۲

ترجمه : پس مى بينى كسانى را كه در دلهاى ايشان بيماری (يعنى نفاق) است، سعى می كنند در دوستى يهود و نصارى، می گويند مى ترسيم از آنكه برسد مايان را مصيبتى، پس نزديک است كه خدا بياورد فتح را ياچيز ديگر را از نزد خود، پس پشيمان شوند بر آنچه پنهان داشتند در دلهاى خويش.

ازين آيت كريمه به وضاحت دانسته می شود كه منافقان و معاونان کافران اشغالگر عنقريب از موافقه با كفار اشغالگر در سلب آزادى پشيمان می شوند، و الله تعالى فتح و آزادى را به مجاهدين می دهد و مجاهدين صاحب آزادى واقعى اند، چنانچه آيت بعدى به موضوع صراحت دارد.

الله تعالى می فرمايد: وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ – آل عمران : ۱۶۷

ترجمه : و تا متميز سازد آنانی را كه منافق شدند، و گفته شد ايشان را بيائيد بجنگيد در راه خدا يا دفع كنيدكافران را، گفتند اگر (مصلحت) مى دانستيم جنگ كردن را هر آئينه پيروى شما را می كرديم، اين گروه بسوى كفر آن روز نزديک تر بودند نسبت به ايشان به جانب ايمان، می گويند به دهان هاى خويش آنچه نيست در دلهاى ايشان، و خدا دانا تر است به آنچه مى پوشانند.

در اخير، از عساكر افغانی كه تاهنوز در خدمت كفار اشغالگر در افغانستان قرار دارند مي خواهم كه يک فرصت ديگر هم براى توبه و سرفرازى ايشان به نزد الله تعالى و خدمت به وطن موجود است، نبايد آن را از دست دهند و آن اينكه درين موقع حساس سلاح هاى خويش را در هر جا  كه هستند عليه كفار اشغالگر متوجه كرده اشغالگران را نابود سازند و نگذارند ايشان سالم به وطن خود باز گردند.

Related posts