پنجشنبه ، 19 سپتامبر ، 2019

زندگان جاوید  : بخش ۱۵

زندگان جاوید  : بخش ۱۵

نویسنده گان : نظام الدین خبیب – زبیر احمد راسخ – مولوی احسان الله احسان

مرتب : حبیبی سمنگانی

شهید ملا شمس الدین خبیب تقبله الله :

شهید ملا شمس الدین خبیب فرزند حاجی غلام نبی در قریه غرغراب ولسوالی پسابند ولایت غور در یک خانواده مجاهد و مجاهد پرور در سال ۱۳۷۲ خورشیدی دیده به جهان گشود.

شهید خبیب کتب ابتدایی را نزد ملا امام مسجد قریه خواند و سپس برای فراگیری علوم دینی به ولایت نیمروز سفر کرد و بیشتر کتب متداول دینی را نزد علما و مشائخ آن ولایت خواند. چون کشور عزیز در پنجه های نیروهای اشغالگر قرار داشت و مبارزه جهادی در برابر لشکرهای اسلام ستیز صلیبی در سراسر کشور داغ بود، جذبه فراوان جهادی او را نیز واداشت تا برای اشتراک در کارزار حق و باطل به سنگرهای پولادین ولایت هلمند برود. ولایتی که بزرگ ترین مرکز جهاد در سطح کشور در جهاد جاری بر ضد امریکایی ها، ائتلافیان و مزدوران شان بوده و است.

ملا شمس الدین خبیب تقبله الله در ولسوالی ناد علی ولایت هلمند تحت فرماندهی شهید ملا جیلانی (حاجی هیواد) تقبله الله به خدمات جهادی آغاز نمود و در عملیات ها و فتوحات زیادی سهم گرفت. سپس او از سوی شهید حاجی صاحب به حیث دلگی مشر تعیین شد. شهید خبیب در عملیات بزرگ که به رهبری شهید حاجی هیواد در ناحیه دوم و سوم شهر لشکرگاه، مرکز هلمند به راه انداخته شد و منطقه های باباجی و بشران دران فتح شد، اشتراک داشت.

ملا شمس الدین خبیب تقریبا شش ماه بعد از شهادت امیر خود محبوب قلب ها شهید حاجی هیواد در نتیجه حمله طیاره بی پیلوت امریکایی های اشغالگر روز دوشنبه ۲۴ عقرب ۱۳۹۵ خورشیدی مصادف با ۱۴ صفر المظفر ۱۴۳۸ هجری قمری در منطقه چاه انجیر ولسوالی نادعلی ولایت هلمند به سن ۲۳ سالگی به رتبه شهادت فائز گردید و به آرمان همیشگی اش رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

…………………………………………..

شهید ملا عبدالغفور سرحدی تقبله الله  :

شهید ملا عبدالغفور سرحدی پسر ملا عبدالقادر در سال ۱۳۵۰ هجری شمسی در قریه غرغراب ولسوالی پسابند ولایت غور به دنیا آمد.

او سلسله درسخوانی را به سن هفت سالگی نزد پدر گرامی اش آغاز کرد و به سن ده سالگی به پیش مولوی شاه جهان فدایی زانوی تلمذ نهاد. شهید سرحدی در سلسله تحصیلات دینی به سن ۱۸ سالگی به ولسوالی پرچمن ولایت فراه رفت و ازان جا به ولایت هرات سفر کرد و پس از سپری نمودن چند سال در هرات، عازم ولایت هلمند شد و روند آموزشی اش را در مدرسه ای در منطقه زمین داور دوام داد.

هرگاه تحریک اسلامی طالبان در سال ۱۳۷۴ خورشیدی ولایت قندهار را فتح کرد و لشکر طالبان به طرف هلمند تشکیل شد، شهید سرحدی از همان جا با کاروان طالبان یکجا شد و در فتوحات هلمند، فراه، هرات و غور شریک بود. هرگاه ولایت غور در سال ۱۳۷۸ خورشیدی فتح گردید مولوی صاحب عبدالرحمن بادغیسی از طرف بزرگان تحریک به حیث والی غور تعیین شد و شهید سرحدی از طرف مولوی صاحب به عنوان ولسوال پسابند مقرر شد و مدت چند ماه این وظیفه را به پیش برد.

هرگاه ولایت غور دوباره بدست تفنگسالاران سقوط کرد شهید سرحدی به ولایت هرات رفت. زمانی که غور دوباره در کنترول طالبان درآمد، شهید سرحدی تا آغاز تهاجم امریکایی ها بر کشور عزیز به حیث مدیر جنایی در قومندانی امنیه غور ایفای وظیفه می نمود.

شهید سرحدی در سال ۱۳۸۳ خورشیدی یعنی سوم اشغال دوباره به دید و بازدید با رفقای جهادی آغاز نمود و مدتی مردم را به جهاد دعوت می داد. سپس تحرکات جهادی را آغاز کرد و پس از زحمات و قربانی های فراوان، بیشتر قریه ها و قصبات ولسوالی پسابند در کنترول مجاهدین امارت اسلامی درآمد. شهید سرحدی چند سال به حیث مسئول جهادی ولسوالی پسابند و در سال های اخیر به حیث مسئول جهادی ولسوالی تیوره خدمت می نمود.

هرگاه مرکز ولسوالی تیوره به سرکردگی او فتح گردید، هنوز درگیری های شدید در مرکز ولسوالی جریان داشت و شهید سرحدی در مقر امنیت ملی ولسوالی مذکور موضع گرفته بود که هدف طیاره بی پیلوت امریکایی های اشغالگر قرار گرفت و ساعت ۱۱ روز شنبه در سال ۱۳۹۶ جام شهادت را نوشید. انا لله واناالیه راجعون.

(با سپاس از نظام الدین خبیب که جزئیات سوانح شهید ملا شمس الدین خبیب و شهید سرحدی را تهیه نمود)

………………………………………….

شهید قاری عبدالرازق مشهور به عرفان احمد تقبله الله :

شهید قاری عبدالرازق مشهور به عرفان احمد ولد ملا عبدالکریم در ولسوالی شیندند ولایت هرات به دنیا آمد. او درس های ابتدایی را نزد ملا امام مسجد قریه آغاز کرد و سپس در دارالحفاظ نعمان بن ثابت (رحمه الله) در قریه جبرآباد ولسوالی شیندند حفظ کلام الله مجید را نزد حافظ محمد یونس بغلانی و حافظ سید خیرالدین زبیر بغلانی تکمیل نمود.

شهید قاری عبدالرازق کتب ابتدایی علوم دینی را در سال ۱۳۹۲ خورشیدی نزد مولوی نعمت الله هروی، مسئول جهادی فعلی ولسوالی شیندند آغاز کرد و تا کافیه خواند. او از همان دوران کودکی با تربیه درست اسلامی در آغوش خانواده ‌اش پرورش یافته بود. چنانچه مولوی نعمت الله صاحب درباره این شاگرد شهید خود می‌گفتند : من او را از همان کودکی اش می شناختم، هیچگاه کار خلافی را از او ندیدم. شهید عبدالرازق یک چله (چهل روز) را در جماعت تبلیغ نیز سپری کرد. اما چون عشق جهاد در قلب او موج می زد زندگی به زیر پرچم اداره مزدور کابل را ننگ دانست و در سال ۱۳۹۷ خورشیدی به ولسوالی برکه ولایت بغلان رفت و به کاروان جهادی شهید ملا شمس الدین زبیر پیوست.

او حدود یک ماه الی چهل روز در تحرکات جهادی ولسوالی برکه سهم گرفت و چون شوق فراوان مبارزه در برابر دشمنان دین و میهن او را بی قرار ساخته بود به ملا حذیفه منصور حفظه الله، امیر کاروان شهید زبیر رحمه الله گفته بود که باید از هیچ عملیات جهادی محروم نمانم، زیرا منطقه خود هرات را ترک نموده تنها برای جهاد فی سبیل الله به اینجا آمده ام.

در شب اول عملیات الفتح، مسئول جهادی برکه عملیات بزرگی را در ولسوالی مذکور در پلان داشت و تدابیر جنگی جریان داشت، شهید عبدالرازق از مجاهدی پرسید که مجاهدین چرا از همه مراکز دور و نزدیک گردهم آمده اند، مجاهد گفت که امشب پلان عملیات است، او به احساسات آمد و نزد امیر رفت و جویا شد که من چرا در جریان نیستم، امیر گفت که این علمیات دشواری است و شما مهمان هستید، عملیات چون در موقعیتی بسیار دور از مراکز مجاهدین صورت می گیرد، بناءً شما نروید. او با اطاعت از امیر چیزی نگفت، اما بسیار غمگین شد. هرگاه رفقا حزن و ملال او را دیدند پرسیدند که چرا اینقدر محزون هستید، او گفت ؛ فکر می کنم شاید پروردگار جهاد مرا به دربارش نپذیرفته است، از همین سبب به پیکار دعوت نمی شوم. هرگاه مجاهدین شوق و بی قراری او را دیدند او را نیز با خود یکجا نمودند.

مجاهدین بر قریه قومندان ظالم ملیشه های اربکی به نام ملا امیر سگ عملیات انجام دادند و تمام قریه را کاملا تصفیه نمودند. هرگاه قوای بزرگ کمکی دشمن از طرف ولایت به آن جا رسید مجاهدین در برابر آن نیز مقاومت و ایستادگی کردند.

در همان جا قاری عبدالرازق مشهور به عرفان احمد روز یکشنبه ۳ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی مصادف با ۱۸ شعبان المعظم ۱۴۴۰ هجری قمری در کمین دشمن بزدل در ساحه شرشر بر بالای کوه قریه مذکور جام شهادت را نوشید و پیکر معطرش به مسکن آبایی اش انتقال داده شد. تقبله الله تعالی.

(با سپاس از زبیر احمد راسخ که جزئیات سوانح شهید را تهیه نمود)

……………………………………………….

شهید داملا انعام الله مشهور به طلحه رحمه الله :

شهید داملا انعام الله مشهور به طلحه فرزند محمد صفر در سال ۱۳۶۴هجری شمسی در قریه تربوز گذر ولسوالی قلعه زال ولایت قندوز در یک دودمان متدین چشم به جهان گشود. منطقه آبایی شهید داملا انعام الله ولسوالی آقچه ولایت جوزجان بود و آن زمان در ولایت قندوز زندگی می کردند.

خانواده شهید داملا انعام الله دو سال پس از ولادت او به ولسوالی کلدار ولایت بلخ کوچید. شهید نامبرده درس های ابتدایی را نزد اساتید جید در مناطق مختلف ولایت بلخ و جوزجان خواند، سپس برای تحصیلات بیشتر دینی به خارج از کشور سفر کرد و کتب فنون را در پشاور خواند. او سپس در سال ۲۰۱۲ میلادی به مناطق قبایلی بین افغانستان و پاکستان رفت و شامل معسکر نظامی شد و فن حرب و تکتیک های نظامی را آموخت. سپس برای اعلای کلمة الله و جهاد فی سبیل الله به ولسوالی بالا مرغاب ولایت بادغیس رفت و فعالیت های جهادی را تحت فرماندهی شهید مولوی غلام دستگیر تقبله الله آغاز نمود. شهید طلحه در ولایت های بادغیس، هرات، فاریاب،  بلخ و به ویژه در ولسوالی های پنج گانه آقچه ولایت جوزجان خدمات جهادی انجام داد و در تمام فتوحات آقچه شریک بود.

شهید طلحه رحمه الله جوان خوش اخلاق، مخلص، با وفا، متعهد، شجاع و خادم مجاهدین بود. او مجاهدین را بسیار خدمت می کرد و حتی شب بسترهای خواب رفقا را هموار می کرد و صبح پس دوباره بر می چید. در زمستان بخاری را داغ می کرد و سپس رفقا را از خواب بیدار می کرد. در حالیکه از یک پا معیوب و خودش سرگروپ نیز بود.

شهید طلحه رحمه الله همواره به مجاهدین می گفت زن های امریکایی از موقف باطل خود دفاع می کنند و برای مقابله با اسلام از امریکا به کشور ما آمده اند، پس مایان که مرد هستیم و در مسیر حق قرار داریم چرا از اسلام دفاع نمی کنیم. آن ها اگر از آتش دوزخ نمی ترسند، مایان چرا از نعمت های جنت می هراسیم.

شهید داملا انعام الله طلحه رحمه الله در سال ۱۳۹۱ خورشیدی به حیث مدیر دعوت و ارشاد ولسوالی کلدار ولایت بلخ تعیین شد و تا دو سال این وظیفه را به پیش برد. سپس در سال ۱۳۹۳ به حیث مسئول کمیسیون نظامی ولسوالی مذکور مقرر شد و تا هنگام شهادت به این وظیفه باقی ماند. قابل ذکر است که مسئولیت شهید طلحه اگر چه در ولسوالی کلدار بود، اما چون مجاهدین دران جا حضور علنی و جبهوی نداشتند او بیشتر زمان در ولسوالی های پنجگانه آقچه خدمت می کرد.

هرگاه مجاهدین در فصل بهار سال ۱۳۹۴ خورشیدی از آقچه عقب نشینی کردند و به کوه های جوزجان و بلخ پناه بردند، شهید طلحه با چند تن رفقایش از آقچه به چاهی و از چاهی به ولسوالی شورتپه و از شورتپه به ولسوالی کلدار ولایت بلخ آمد و در آن جا تقریبا دو سال به همراه بعض رفقایش به گونه مخفیانه بود و باش می کرد، از طرف شب گشت و گذار و تمام منطقه را گزمه می کردند و مردم را به جهاد دعوت می دادند، سلسله دزدی و رهزنی را در منطقه پایان بخشیدند و امنیت را در منطقه تامین کردند. مردم منطقه از آن ها بسیار خوشحال بودند، از قلب دوست داشتند و شب ها در خانه های شان جا می دادند.

ایشان در یکجا در ساحه اخیر قریه کهنه کلدار مهمان بودند که دشمن جای شان را توسط جاسوس کشف کرد و اربکی ها و پولیس به تلاشی منطقه شروع کردند. شهید طلحه رحمه الله با هفت تن رفقایش منطقه را ترک گفته و لب دریا و جنگل سنگر گرفتند. درگیری از ساعت ۸ صبح اول ثور ۱۳۹۶ خورشیدی مطابق با ۲۴ رجب المرجب ۱۴۳۸ هجری قمری شروع شد و تا دو و نیم پس از ظهر دوام کرد، قوای کمکی دشمن نیز از بندر حیرتان با تانک های ضربتی و توپ و هاوان رسیده بود و بالاخره شهید طلحه و رفقایش جام شیرین شهادت را نوش جان نمودند. نحسبهم کذالک والله حسیبهم.

(با سپاس از مولوی احسان الله احسان که جزئیات سوانح شهید طلحه را تهیه نمودند)

Related posts