سه شنبه ، 10 دسامبر ، 2019

مــنِ کودک، گنــهکارم

مــنِ کودک، گنــهکارم

(پـیام کودک شهـید هلمند به اشرف غنی)

شـاعر : طـارق

به خـون مـن بخــر دالــر
که خون من گــوارا است
تـو از ملت چه میدانی ؟
تــو را دالر تمنا اســت
بخـر با خـون مـن زنـگی
کـه حاجت مر کلیسا است

حنـا در دسـت مـن هرگز
نمــی زیبـد، غــلامِ غیــر
کجـا زیسـتن بـود بهتــر!
برای مـن بجــز از دَیـــر
لبـاس نـو به تــن کــردم
بـکن بر سینه ام یـک فیـر

بـزن بر سیـنـه‌ی پــر درد
کزیــن دردی شـــوم آرام
کزیـن آه و ز این گــــریه
سحَـر تبدیـل شود بر شام
تـو با خـون و به قتـل مـن
بلــند رفتی به صـد انــعام

منــم یـک کــودک افـــغان
کجـا شــادی ســزاوارم !؟
بـه خـون سـرخ خود غلــتم
کـه منِ کـــودک، گنـهکارم
تـروریــستم به زعــم تـو
زیــن رو مــرگ خــریدارم

بیـا را قصـر خـود را شاه
کـه فـرزندت شـود راحت
ســزاوارِ ستــایـش هـا
توی ای مـرد بی غیرت!!
مـن و نعـمت ز هم دوریـم
فـراوان خانه ات نعـمت

بــه مادر جان خــود گویـم
کـه آغــوشت کجـا باشـد ؟
چرا دستان تو قـطع است!
مـرا جایی نــوا بـاشـد؟
کجــا من سر نهـم مـادر ؟
کـه درد مــن دوا بـاشـد

چـرا بـر ســینه‌ ی زخمـین
اثـر از خـون نـمایـان شـد!
چـرا مـادر در ایـن میــهن
بـه تنــگنـا مـرد افغان شد!
ز بابـا دست و پـا قطع کـرد
سـرش در خـاکُ پنـهان شـد

من و خـواهـر رویـم هر دو
بـه سـوی قبـرهای خـویش
نــیافتـیم راحـتـی هـر گــز
بـه عــمق ماجـرای خـویش
بـه خـود آ «طـارق» مظلوم
ز جـور و هـم جفای خـویش

 

 

مطالب مرتبط