دوشنبه ، 18 نوامبر ، 2019

طالبان، نمونه‌ای از جهاد و سیاست معتدل اسلامی / بخش اول

طالبان، نمونه‌ای از جهاد و سیاست معتدل اسلامی / بخش اول

محمد داود مهاجر

امارت اسلامی در افغانستان میان جهاد اسلامی و سیاست شرعی جمع نموده و در این باب، توسط و اعتدال را مشعل راه خویش قرار داده است. امارت اسلامی از همان روزهای آغازین، از افراط و تفریط، تکفیر و تفسیق، مباح قرار دادن خون بی ‌گناهان و کشتن نفس ‌ها به ناحق، دور بوده است.

این حرکت مبارک، به عنوان سلاله ‌ای پاک از فرزندان این مرز و بوم و عالمان دین، جهت خاموش کردن آتش فتنه ‌ها آغاز گردید. آن زمانی که آتش و شعله‌ٔ جنگ‌ های داخلی و کشتار ناحق در میان افغانان – بعد از خروج نیروهای ارتش سرخ – به اوج خود رسیده بود.

آنان به خاطر دفاع از ضعیفان و ستم ‌دیدگان، و نفاذ شریعت الهی در زمین، پا به عرصهٔ جهاد و سیاست گذاشتند.

آنها از همان شروع پیکار و نبرد با فساد، فتنه و کشتار ناحق، راه وسطیت و میانه ‌روی را در نظر گرفتند؛ نه کسی را به کفر و ارتداد نسبت دادند و نه خون کسی را بدون اذن شرعی مباح قرار دادند.

امارت اسلامی طالبان، در زمانی حساس ظهور کردند که ستم و زور در هر کنجی از خاک سایه افکنده بود و خون‌ های ناحق بدون مهابا و ترسی از کس، به زمین ریخته می ‌شد. تاریکی در تاریکی، و ابرهایی توده از فتنه‌ هایی سیاه، افق را تیره و تار کرده بود.

حرکت اسلامی طالبان در حالی اظهار وجود نمود که مجاهدین سابق -الا ماشاء الله- بازیچهٔ دست دیگران و ملعبهٔ بازیگران ماهر سیاست ‌های نامعلوم و مرموز گشته بودند. تشخیص خوب و بد برای شان بسیار مشکل گردیده بود و یا با آن خلط شده بودند. آنان به سوی جنگ ‌های خونینی کشانیده می ‌شدند که قاتل و مقتول سبب کشتن و کشته‌ شدن شان را نمی ‌دانستند.

آری، خورشید امارت اسلامی طلوعی درخشان داشت و اشعه‌ هایش روز به روز نورانی ‌تر می‌گشت و شبش مانند روز روشن و ستارهٔ اقبالش درخشیدن گرفته بود. مردم افغان زمین، از مجاهدین امارت اسلامی با نهایت گرمی و صمیمیت استقبال نمودند و امت اسلامی نیز به آنان به عنوان ستاره‌‌ هایی درخشان در آسمان افغانان می ‌نگریستند.

به درستی که این جنب و جوش، شور و شوق در قالب یک حرکت و حزب نبود؛ بلکه نهضتی عمومی و سرتاسری بود که قریه ‌جات و شهرها را درنوردیده و با زعامت طالبان، یعنی علما، دانشمندان و مجاهدین خِبره و باتجربه اداره می‌گشت، کسانی‌ که در میدان‌ های مبارزه و جهاد در برابر ارتش شوروی سابق و مزدوران حلقه ‌به‌گوش آن ها، گوی سبقت را برده بودند و در طول سال ‌های متمادی، در آغوش ملت رنجدیده خود ستم‌ های مستکبران را تجربه و تحمل کرده بودند.

آری، آنها بعد از خاموش شدن شعله‌ های فتنهٔ کمونیسم، معتکف مدارس دینی و مساجد گشته بودند؛ و در جنگ‌ های حزبی و قومی هیچگونه سهمی را از آن خود نکرده بودند. تا اینکه دیدند احکام شریعت تعطیل شده و به باد مسخره گرفته می ‌شوند و آن جهادی که بخاطر آن یک‌ و‌ نیم میلیون شهید داده  بودند، به دروازه‌ و پاتوقی از ظلم، زورگویی، اخّاذی و غارت مال‌ های مردم تبدیل گشته بود و مجاهدین به آن آرزو و آرمانی‌که از طرف امرا و بزرگان جهادی وعده داده شده بودند، نرسیدند. در این وقت بود که امام جهاد و مجاهد نستوه، امیر مومنان ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله تعالی و یاران نزدیکش، بعد از مشوره و رای‌زنی با بزرگان و علما، نهضت و انقلابی را آغاز کردند، حرکتی که با تمام موارد ظلم و جبر، و نظام‌های شخصیِ ایجاد شده از طرف احزاب و گروه‌ ها، در تصادم کامل قرار داشت.

این حرکتِ آکنده از اخلاص و فداکاری، گام ‌هایش را سریع تر و به سوی آینده  روشن بهتر می‌گذاشت. روز به روز پاتوق ‌های فسق و فجور را می ‌زدود و گلیم اهل شر و فساد را از بسیاری جاها بطور کامل برچید.

مردم مسلمان افغان از تمام زبان ‌ها و رنگ‌ ها در هر ناحیه ‌ای که ایشان پا می‌گذاشتند، به پیشواز آنان رفته و به قدم ‌های میمون ‌شان گل‌افشانی و اظهار مسرت می ‌نمودند؛ تا اینکه توانستند در مدت کوتاهی، شهرها را یکی پس از دیگری به‌صورت اعجاب انگیزی تا کابل فتح کنند و گام‌های استوار و ارادهٔ فولادین ایشان توانست دروازه‌های شرق و غرب بلاد را باز کند و ایشان با نصرت الهی نود و ‌پنج درصد خاک افغانستان را زیر یک بیرق و حکم شریعت جمع کردند.

مجاهدین امارت اسلامی بعد از چیره شدن بر اکثریت میهن خویش، امنیت، آزادیِ اسلامی و آسایش فکری را بعد از سال‌ ها جنگ و کشتار، به مردم خود تقدیم کردند و احکام تعطیل شدهٔ شریعت در قرن ‌ها را باری دیگر تا حد توان خویش به اجرا گذاشتند؛ از قاتلان قصاص گرفتند، زانی و زانیه را سنگسار نمودند، دستان دزدان و پاهای راهزنان را قطع کردند. آن ها از امور بنیادی دین اسلام حتی به اندازهٔ یک‌ وجبی هیچگاه کوتاه نیامدند.

ادامه دارد………

Related posts