شنبه ، 14 دسامبر ، 2019

جهاد معاصر افغانستان از نگاه شریعت/ تعزیر و جلوگیری از جرائم/بخش ۴

جهاد معاصر افغانستان از نگاه شریعت/ تعزیر و جلوگیری از جرائم/بخش ۴

مفتی عبدالله رشاد افغانی // ترجمه : حبیب زاده

امام نیز در تعزیر مکلف به قانون است :

چون در شریعت برای هر جرم حد مقرر نیست، پس جزای آن جرم که برای آن حد مقرر نیست، شریعت به لزوم دید امام و حاکم گذاشته است.

اما حاکم و قاضی نیز درین مورد اختیار مطلق ندارند، بلکه حاکم و نائب او کوشش می کنند که جزای بدهند که مناسب مجرم و جرم باشد. زیرا هدف از تعزیر زجر و اصلاح مجرم است، پس جزا به قدری باشد که هدف تعزیر حاصل شود.

علامه ابن عابدین – رحمه الله – در منحة الخالق (۵/۴۵) می گوید : حاصل القول بالتفويض إلى رأي الإمام أن ينظر إلى الجناية وإلى حال الجاني – یعنی : حاکم به کیفیت جنایت هم می بیند و حال مجرم را نیز در نظر می گیرد.

در کتاب های فقه در مورد نوعیت تعزیر مفصلا بحث شده است. در فتح القدیر (۵/۳۴۵) چنین آمده است : مقصود از تعزیر زجر است و احوال مردم در زجر مختلف است. برای بعضی ها تنها یک صدا کفایت می کند، بعضی ها به یک لگد ضرورت دارند و بعضی ها نیاز به زدن و بندی کردن دارند.

بناءً علما می گویند که حاکم و قاضی درین مورد خوب فکر و دقت نماید، که برای چه کسی کدام جزا مناسب است. اگر چنین نکند دروازه فساد باز می شود و هر حاکم و قاضی با استفاده از نام شریعت، مزاج خود را بر مردم حاکم می سازد و به جای اصلاح زمینه برای فساد هموار می گردد.

حاکم بسیار اهتمام می کند که هدف تعزیر حاصل شود، یعنی اصلاح مجرم و جامعه را کاملا در نظر می گیرد.

علامه قلمونی – رحمه الله – در الوحی المحمدی (ص ۲۰۷) بسیار به صراحت نوشته است : وهو مفوض إلى اجتهاد الحكام مع وجوب العدل وحفظ المصالح العامة والخاصة وهو الأعم الأشمل – یعنی : تعزیر مفوض به رای حاکم است، اما بر حاکم واجب است که عدل نماید و مصالح عامه و خاصه را در نظر بگیرد.

عدل و انصاف در تعزیر بر حاکم واجب است :

حاکم و قاضی در تعزیر از انصاف کار می گیرند. حاکم کوشش می کند که مجرم را مناسب حال او جزا دهد. اما اگر به این فکر باشد که مجرم با جزای کم اصلاح نمی شود، پس آنقدر جزا می دهد که به درجه حد نرسد. زیرا در سنن بیهقی (۱۷/۵۱۸) از ضحاک روایت شده است، که می گوید : رسول الله – صلی الله علیه و سلم – فرمود : من بلغ حدا في غير حد فهو من المعتدين – یعنی : کسی که به غیر از حد به اندازه حد جزا داد، او از متجاوزین است.

اگرچه در تعین نوع تعزیر نیز رای قاضی اعتبار دارد، اما بر قاضی عدل و انصاف نیز واجب است. علامه ابن عابدین – رحمه الله – می فرماید : لو رأى القاضي تعزيره بالضرب فليس له الزيادة على الأكثر. الدر المختار وحاشية ابن عابدين (رد المحتار ۴/۶۰) – یعنی : اگر مجرم با لت و کوب به راه می آید پس افزودن بر آن درست نیست.

اهداف و مقاصد تعزیر :

علامه طونجای باش اوغلی درین مورد در معاییر التعزیر ص ۲۱ بحث خوبی کرده است، که برای فایده خوانندگان نقل می کنم. او می گوید :

نوعیت تعزیر وابسته به اجتهاد حاکم است، اما چنین نیست که حاکم در باب تعزیر مطلق العنان است، بلکه بر حاکم لازم است که مصالح شرعی را در نظر بگیرد، نه خواهشات نفسانی و یا اغراض شخصی، قومی و لسانی را.

اصول شرعی که در دیگر زواجر معتبر است در تعزیر نیز معتبر است، مثلا ؛ رعایت عدل، مساوات در تطبیق بر عموم مردم و خودداری از مُثله. چنین نمی کند که مجرمی را سزاوار قتل بداند و سپس او را مثله هم یکند و یا بسوزاند.

در تعزیر اصلاح و زجر هر دو را در نظر می گیرد، یعنی : جزای تعیین می کند که در نتیجه آن هم فساد ختم شود، و آنکسی که بر ظلم شده است هم مطمئن شود، اما جزای نباشد که سبب اتلاف، اسراف و انتقام گردد. زیرا مقصود در تعزیر تنها زجر و از بین بردن فساد نیست، بلکه اصلاح و تادیب نیز از اهداف تعزیر است.

اگر به واقعات تاریخی نگاه بکنیم گاهی حکام در باب تعزیر از اصول شرعی تجاوز کرده اند و در جزا تشدید کرده اند. این عمل خلاف شریعت است.

حاکم حتی الوسع کوشش می کند که جزای مناسب با جرم مقرر می کند. زیرا خداوند متعال فرموده است :

وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ} [الشورى: ۴۰]، {وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ – النحل: ۱۲۶

حاکم کوشش می کند که بزرگی و ضرر جرم را در نظر بگیرد. اگر مجرم به آن جرم عادت باشد پس در تعزیر از سختی کار بگیرد.

بر قاضی لازم است که اگر مجرم به جزای کم اصلاح می شود، قاضی ازان بیشتر جزا داده نمی تواند.

خلاصه :

  • تعزیر در برابر جرم های است که برای آن حد مقرر نباشد
  • تعزیر به مجرمی داده می شود که جرم آن در شریعت جزا داشته باشد و لکن معین نباشد.
  • بین تعزیر و نهی عن المنکر فرق وجود دارد.
  • تعزیر تنها کار قاضی و حاکم است و نهی عن المنکر وظیفه هر مسلمان است.
  • تعزیر پس از جرم می باشد و نهی عن المنکر در حالت جرم انجام می یابد.
  • بدون حاکم و قاضی، کسی دیگری به نیت تعزیر جزا داده نمی تواند.
  • در تعزیر با توجه به مجرم و جرم، فرق می آید و جزا مناسب جرم و مجرم داده می شود.
  • هدف از تعزیر تنها زجر نیست، بلکه اصلاح نیز در نظر گرفته می شود.
  • حاکم و قاضی در تعزیر مطلقا اختیار ندارد، بلکه جزا در چوکات اصول شرعی داده می شود.

مطالب مرتبط