یکشنبه ، 8 دسامبر ، 2019

فتنه عصر و رمق های آخرش

فتنه عصر و رمق های آخرش

محمد داود مهاجر

خوارج، قرّاء، حرورية و همكنون داعش در طول تاریخ امتِ ما، کسانی با نام‌ های گوناگون، اما عملی همگون و مشابه، با قرائتی افراطی از اسلام، ظهور کرده اند. از همان زمان با رنگ مذهبی در لباس مردمانی اهل قرآن، اهل دین و مجاهد، در جوامع اسلامی سر بیرون کرده ‌اند، در حالی‌که نسبت به احکام اسلامی جاهل بوده و آیات قرآنی را بر علیه مسلمانان به کار برده اند، تا دلیلی در قتل آن ها برای خود بیابند، آنگونه که حضرت ابن عمر رضی الله عنهما می ‌فرمایند: إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الْكُفَّارِ، فَجَعَلُوهَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ.

اما هر زمانی‌که سر بیرون کرده اند، شاخ ‌های شان توسط حیدر صفتان امت اسلامی شکسته شده و از بین رفته است. آن ها هیچگاه نتوانسته اند تا حکومتی ایجاد کنند، چون از طرف علمای ربانی و حقانی شناسانده شده و راه حق از راه آنان جدا گشته است.

آن ها با نظرات متفاوتی که از اسلام دارند، هیچگاه باعث نشر و پخش اسلام و قوت آن نگشته اند. برعکس، همیشه باعث قتل و کشتار مسلمانان و تفرقه در میان آن ها گشته و عموم فعالیت ‌های شان به نفع کافران تمام شده است. چنانچه سرزمین مظلوم عراق و شام شاهدان این ادعا اند.

از قتل حضرت عثمان – رضی الله عنه – گرفته تا کشمکش ‌های طولانی در برابر حضرت علی – رضی الله عنه – و کشتن ایشان و از کشتن مجاهدین بزرگ در شام، عراق و صف گیری در برابر مجاهدین برحقِ امارت اسلامی در افغانستان، دیگر دستآوردی نداشته اند و اگر هم در کدام جایی کافری را کشته‌ اند، عموما کسانی را که غیر محارب بوده ‌اند، از دم تیغ‌ های خود گذرانده‌اند، مگر اندک جایی.

در مورد صفات ایشان که همیشه به نام اسلام بر علیه مسلمانان شمشیر کشیده اند و با حکم کفر و ارتداد دادن به آن ها، مرگ آن ها را برای خود حتی از کشتن کفار واجب ‌تر دانسته اند، احادیث صحیح زیادی در کتاب ‌های مختلفِ حدیث نقل شده است؛ به آن اندازه که جای شبهه‌ ای را در مورد باطل بودن این گروه برای کسی نگذاشته است.

در صحیح بخاری در یک روایتی چنین آمده است : حَدَّثَنَا يُسَيْرُ بْنُ عَمْرٍو ، قَالَ : قُلْتُ لِسَهْلِ بْنِ حُنَيْفٍ : هَلْ سَمِعْتَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي الْخَوَارِجِ شَيْئًا ؟ قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَأَهْوَى بِيَدِهِ قِبَلَ الْعِرَاقِ : ” يَخْرُجُ مِنْهُ قَوْمٌ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ ، يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ مُرُوقَ السَّهْمِ مِنَ الرَّمِيَّةِ “.

حضرت یُسیر می‌گوید: من به حضرت سهل بن حنیف رضی الله عنه گفتم : آیا در مورد خوارج از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چیزی شنیده‌ ای؟ ایشان جواب دادند : از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می‌ فرمودند – و دست خود را به سوی عراق اشاره می‌کردند – از آن (عراق) کسانی بیرون می‌ آیند که قرآن را می ‌خوانند اما از گلوی شان عبور نمی‌کند ( یعنی مورد قبول نیست)، از اسلام طوری بیرون می‌ شوند که تیر از شکار بیرون می‌ شود.

حضرت علی – رضی الله عنه – اولین کسی بود که جهاد را بر علیه خوارج شروع کرد، خوارجی که ابتداءً جزء سپاهیان علی – رضی الله عنه – بودند و با نام قرّاء (قاريان) یاد می ‌شدند؛ اما سپس با استنادِ باطل شان از آیات قرآنی، حضرت علی را به کفر نسبت دادند و از خلافت ایشان دست کشیدند و حضرت علی بعد از اتمام حجت بر ایشان و دعوت دادن شان به سوی حق و ترک دادن نظریات باطل، در جنگ نهروان اکثریت آنها را از دمِ تیغ خویش گذراندند.

در حدیثی طولانی در صحیح مسلم در خطبه‌ ای که علی رضی الله عنه ایراد فرمودند چنین آمده است : فَقَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ : أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ : ” يَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ أُمَّتِي، يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ، لَيْسَ قِرَاءَتُكُمْ إِلَى قِرَاءَتِهِمْ بِشَيْءٍ، وَلَا صَلَاتُكُمْ إِلَى صَلَاتِهِمْ بِشَيْءٍ، وَلَا صِيَامُكُمْ إِلَى صِيَامِهِمْ بِشَيْءٍ، يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ، يَحْسَبُونَ أَنَّهُ لَهُمْ، وَهُوَ عَلَيْهِمْ لَا تُجَاوِزُ صَلَاتُهُمْ تَرَاقِيَهُمْ ، يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ، كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ “.

حضرت علی رضی الله عنه گفتند: ای مردم! من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده ‌ام که فرمودند : از میان امت من کسانی بیرون می‌شوند که قرآن را تلاوت می‌کنند، تلاوتی که تلاوت شما در برابر آن چیزی نیست. نمازی که نماز شما در برابر نماز ایشان کم است. روزه‌ای که روزه گرفتن شما در مقابل روزه گرفتن آن ها چیزی نیست. قرآن را به این گمان می‌ خوانند که به نفع آن هاست، در حالی‌که به ضرر آنها تمام می ‌شود؛ نماز شان مورد قبول نیست؛ از اسلام همانگونه بیرون می ‌شوند که تیر از شکار بیرون می ‌شود.

از روایتی دیگر در صحیح بخاری چنین معلوم است که حضرت عبد الله بن عمر – رضی الله عنهما – از علائم روشن و مهم خوارج این مسئله را ذکر می‌کنند که آنها آیاتی از قرآن را که بر علیه کافران نازل شده‌اند بر مسلمانان حمل می‌کنند و بدین ‌صورت با دادن حکم کفر به مسلمانان، آن ها را واجب القتل می‌دانند؛ وَكَانَ ابْنُ عُمَرَ يَرَاهُمْ شِرَارَ خَلْقِ اللهِ، وَقَالَ : إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الْكُفَّارِ، فَجَعَلُوهَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ.

آری، وجود خوارج با شهرت داعشی‌ ها در عصر حاضر، از بزرگ ترین فتنه‌های عصر به شمار می‌آید. فتنه ای که بسیاری از نوجوانان کم علم و کم تجربه را در دام خود انداخت و در باتلاق حیرانی غرق نمود. آن ها به جای اینکه کافران محارب را بکشند، به کشتن مسلمانان و مجاهدین روی آوردند و نیروی مجاهدین را به خود مشغول کردند. همانگونه که حضرت علی رضی الله عنه را به خود مشغول کرده بودند.

آری، آن ها در میان صفوف مجاهدین عراق به صورت عجیب و غریبی با شعارهایی فریبنده با رنگ خلافت و جهاد، پا گرفتند، بزرگ شدند و رشد نمودند، تا اینکه با ضربه ‌ای کاری امر امت اسلامی را از میان دونیم کردند، بزرگان جهادی را ترور نمودند و هرج‌ و ‌مرج را در میان امت اسلامی و بخصوص مجاهدین اسلام به وجود آوردند، کاری که کافران در ظرف ده‌ ها سال توان آن را نداشتند.

داعشی‌ ها به عنوان نیروی نفوذی، از طرف دشمنان اسلام و استخبارات آنها، بعد از اتمام کارشان در عراق و شام، در افغانستان به کار برده شدند، تا جایی که یک قسمتی مهم از نیروهای صف‌ شکن امارت اسلامی را به خود مشغول داشتند.

اما از آنجایی که باطل از بین رفتنی است، لله الحمد بعد از رسوایی‌ ها و شکست باداران آن ها در تمام ساحات افغانستان، این پدیدهٔ شوم و نامیمون نیز از تمام اطراف این خاک مجاهد‌پرور از جوزجان و فراه گرفته تا غور و ننگرهار برچیده شد و فقط در اطراف مرزی ولایت ننگرهار و اطراف آن فعالیت‌ داشت، تا اینکه که بعد از جان فشانی های مداوم مجاهدان سربکف امارت اسلامی در آغاز سرمای امسال، پوزه شان به خاک مذلت کشانده شد و ضمن سلسله تسلیمی ‌های داعشی‌ها به رژیم کابل، در همین هفته ( ۱۸ ربیع الاول ۱۴۴۱) آخرین ملیشه‌ های مزدور این فتنهٔ مرموز عصر، به حدود ۵۴۲ نفر با خانواده‌های شان – ظاهرا – به رژیم کابل تسلیم شدند و در حقیقت بخاطر حملات شدید تصفیوی مجاهدین امارت اسلامی بار دیگر از مرگ نجات داده شدند و در مصونیت ائتلاف دشمنان اسلام درآمدند.

نصیحتی دلسوزانه :

به کسانی که هنوز به این فتنهٔ مرموز دانسته یا ندانسته دل بسته اند، چنین دلسوزانه نصیحت می‌کنم که خود را از احادیثی که در مورد خوراج آمده است، باخبر کنید و نظریات و اوصاف داعشی ‌ها را با آن‌ ها مقایسه کنید.

داعش پروژه ‌ایست که منفعت آن در جیب دشمنان اسلام خالی می شود. تا همکنون تمام کارهای داعش فقط و فقط در جهت منافع دشمنان تمام شده است.

از خود به پرسید، ارمغانی که داعش برای امت اسلامی داشته، چه بوده است؟ آیا غیر از اینکه چهرهٔ جهاد را به وحشت مبدل ساخت، چیز دیگری داشته است ؟ غیر از اینکه امت اسلامی را تکه پاره کند، دستآوردی داشته است؟ آیا تا حالا در باب وحدت صفوف مسلمین گامی نهاده است و یا اینکه تشتت و پراکندگی را بیشتر و بیشتر کرده است؟!! غیر از این که مجاهدین اسلام را به جان همدیگر بیندازد، چه کرده است !!؟ چرا کمی فکر کرده قدم نمی نهید ؟! اگر علم ندارید، از علمای راسخ و بزرگ دین بپرسید.

بیاییم و با تحقیق در آیات و احادیث قدم نهیم و با پرسیدن از اهل علم (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) مسائل را بررسی کنیم و فقط بر مبنای احساسات، با حیات مان بازی نکنیم، زیرا این بازی خطرناک است.

برخورد و نحوهٔ مبارزهٔ خوارج با حضرت علی رضی الله عنه را حتما مطالعه کنید تا اندک تحرک و تجسسی در وجودتان بیاید و حق را از باطلِ مزیّن‌شده با نام اسلام، تشخیص بدهید.

اللهم اهدنا واهد قومنا فانهم لایعلمون. و ما علینا الا البلاغ المبین.

مطالب مرتبط