شنبه ، 14 دسامبر ، 2019

امارت اسلامی انارشی را به امنیت مثالی تبدیل کرد

امارت اسلامی انارشی را به امنیت مثالی تبدیل کرد

قاری محمد یوسف احمدی، سخنگوی امارت اسلامی

(این مضمون برای کتاب «اسلامی امارت موږ ته څه راکړی» که در زبان پشتو چاپ شده است نوشته شده. ان شاء الله این کتاب در زبان دری نیز به زودی چاپ می شود)

قال الله تبارک و تعالی : وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ (الانفال) – و بجنگید با آن ها (مشرکین و کفار) تا فتنه باقی نماند و دین همه برای خدا باشد.

این فرمان خداوندی و خطاب قرانی به تمام مؤمنان راجع است، که باید در برابر باطل دست به جهاد و مقاومت بزنند و این فریضه بزرگ را انجام بدهند. افغان ها در قرن جاری برای ایفای این فریضه از همه پیشتاز بوده اند و به این امر خداوندی از عمق قلب لبیک گفته اند.

برای همگان روشن است که مردم غیور افغانستان در برابر کمونیست ها و تهاجم شوروی پیشین بی دریغانه مقاومت نمودند و با دادن یک و نیم ملیون شهید کمر وارسا را شکستند و آزادی خود را بدست آوردند. اما بدبختانه، پس ازین جهاد مقدس و هزیمت شرمناک بلاک کمونیستی، افغانستان در نتیجه کشمکش های ویرانگر تنظیم ها به سوی ملوک الطوائفی رفت. سمت ها، ولایت ها، شهرها و حتی جاده ها و کوچه ها در بین زورمندان و جنگسالاران وحشی صفت تقسیم شد، گام به گام برای اذیت و شکنجه ملت رنج دیده کشور پاتک ها ایجاد شد. دون صفتانی که بر پاتک ها ایستاده بودند، بر اثر اوج وحشت و جنایت به نام سگ ها نام گذاری شدند، آن ها عابرین شاهراه ها را می ترساندند و آزار می دادند. هیچکسی در هیچ جای کشور از شر زورمندان در امن نبود. این تفنگسالاران جنایاتی را انجام دادند که زبان از گفتن و قلم از نوشتن آن عاجز است.

دران زمانی که ظلم و استبداد جنگسالاران بر مردم کشور به اوج رسیده بود، عالیقدر امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد  در ماه محرم ۱۴۱۵ هجری قمری، گام دلیرانه ای در برابر آن اوضاع ناگوار، تفنگسالاران و انارشیسم در قندهار برداشت. این اقدام وی به زودی به قیام ملی تبدیل شد. طلبای علوم دینی از مدارس و مساجد سراسر کشور و مردم مخلص با او یکجا شدند و این نهضت مردمی به تحریک اسلامی طالبان نامیده شد.

تحریک اسلامی که در برابر ظلم، فساد و بی عدالتی قیام کرده بود، نخست از قندهار و سپس از تمام ولایات پاتک ها، زنجیرها و مراکز شر و فساد را یکی پس از دیگر برچید و دست ظالم را از گریبان مظلوم کوتاه نمود. جان، مال و آبروی هر کسی مصئون شد و در مدت کوتاه امنیت مثالی را قائم کرد. همان بود که تمام افغان ها از این نهضت استقبال کردند و پشتیبانی جانی و مالی نمودند. به طور نمونه ؛ شهر قندهار را به یاد می آوریم. ظلم، بی راهروی و وحشت درین شهر به حدی رسیده بود که هیچکسی نمی توانست در برابر تفنگسالاران از جان، مال و آبروی خود دفاع کند. پسران و زنان را به زور تفنگ از موترها پایین می کردند. مردم بی گناه را می کشتند. دزدی و چور و چپاول خصلت عمده تفنگسالاران بود. تفنگسالاران وحشی در هر بخش شهر ایستاده می بودند و از روی تفریح به یکسو و دیگر سو راکت پرانی و فیرهای ثقیل می کردند، که منجر به شهادت مردم، زنان و کودکان می شد. حتی بعضی افراد ناشناس را می کشتند، تا رقص مرده را تماشا کنند !! و جرائم دیگری.

اما در زمان حاکمیت امارت اسلامی دیدیم که در سراسر قندهار کسی جرات مشاجره لفظی را هم نداشت، هر کسی هر وقت می توانست با اطمینان به هر جا سفر کند، نه در داخل شهر کسی تهدید می شد و نه هم بیرون از شهر، در راه ها و قریه ها.

چقدر خوب گفته است که «الناس علی دین ملوکهم» . ابن کثیر – رحمه الله – در البدایة و النهایة درین مورد نوشته است که : ولید مشتاق تعمیر قصرها بود، مردم هم در زمان او از یکدیگر می پرسیدند و با هم می گفتند : ما ذا بنیت، ما ذا عمرت ؟ ، و برادر او سلیمان شائق نکاح بود. مردم در زمان حاکمیت او به همدیگر می گفتند : کم تزوجت، ما ذا عندک من السراری. اما هرگاه زمام امور به عمر بن عبدالعزیز سپرده شد، تلاوت قرآن کریم، اوراد و نوافل زیاد شد، مردم به یکدیگر می گفتند : کم وردک، کم تقرا کل یوم، ما ذا صلیت البارحة.

از همینست که هرگاه غازی بزرگ ملا محمد عمر مجاهد در زمان امارت خود امنیت را حاکم ساخت، حدود شرعی را برپا و احکام اسلامی را اجرا نمود، تمام مردم نیز در فکر اصلاح و دیانت شدند و اخلاق عمری را از خود کردند.

امارت اسلامی در قدم اول، امنیت بی سابقه ای را به مردم مظلوم و ستم دیده کشور به ارمغان آورد. امنیتی که از هرات تا کابل، ملیاردها پول افغانی در بوجی ها بر سر موترهای بزرگ مسافربری بسته می شد و در تمام مسیر کسی جرات نداشت ازان چیزی دزدی کند.

امارت اسلامی افغانستان تمام آن حقوقی را که مقتضای اسلام بود، به ملت خود داد. مثلا حق زندگی، حق کرامت انسانی، حق آزادگی، حق تعلیم، حق تملک و حق کار.

در زمان حاکمیت امارت اسلامی، هر کسی اعم از فرد عادی تا تاجران بزرگ می توانستند شب و روز از شرق تا غرب کشور با کمال اطمینان برای تجارت رفت و آمد کنند.

آنگاه که روند فتوحات تحریک اسلامی شدت یافت، صدها تن اخیار ملت و علمای کرام، خادم اسلام ملا محمد عمر مجاهد را امیرالمؤمنین لقب دادند، تجدید بیعت نمودند و تحریک اسلامی به امارت اسلامی تبدیل شد. زیرا اجرای حدود، نگه داری مرزها، جمعآوری زکوة و صدقات، جلوگیری دزدان و راهزنان، برپایی اجتماعات جمعه و عیدها، حل و فصل منازعات مردم و مصالح دیگر به تعیین امیر شرعی وابسته بود.

امارت اسلامی پس از تامین امنیت سرتاسری، حدود شرعی را جاری کرد، سرحدات را مصئون ساخت، کشور عزیز را از تجزیه احتمالی نجات داد، مدارس و مکاتب را فعال کرد، کارهای انکشافی و بازسازی انجام داد، خصومت های دیرینه میان اقوام و قبائل را حل و فصل نمود، در هر ولایت در پهلوی فعال ساختن محاکم شرعی، شوراهای علما را نیز روی کار نمود. دوائر و تاسیسات دولتی را احیا کرد. ریاست های امر بالمعروف و نهی عن المنکر را در هر ولایت فعال کرد. دفاتر سمع شمایات را تاسیس نمود، با خانواده های بی بضاعت و متضررین حوادث طبیعی حتی الوسع کمک نمود و در دوران اشغال صلیبی، در پهلوی مقابله با اشغالگران و اجیران شان، در برابر داعشی های وحشی نیز مبارزه نمود و مردم را از شر آن ها نجات داد.

و بالاخره امارت اسلامی با دادن قربانی های بسیار، مبارزه بر ضد تهاجم امریکایی ها را به مرحله کامیابی نزدیک ساخت و هجده سال با کمال دلاوری، متانت و فداکاری از ارزش ها، خاک، نوامیس و منافع خود دفاع کرد و امریکایی مغرور را به اخراج عساکر وادار ساخت.

امارت اسلامی به ملت مجاهد و غیور خود در پهلوی امنیت مثالی، ارمغان های دیگری مادی و معنوی نیز آورد، که تاریخ آن را هیچگاه فراموش نمی تواند و به خط طلایی می نویسد.

مطالب مرتبط