یکشنبه ، 8 دسامبر ، 2019

روز اخیر زندگی یک قهرمان

روز اخیر زندگی یک قهرمان

قاری حبیب

(روز دوشنبه ۱۱ قوس مصادف بود با اولین سالگرد شهادت مسئول پیشین جهادی ولایت هلمند شهید ملا عبدالمنان آخند تقبله الله)

شهید ملا عبدالمنان آخند آن قهرمانی بود که شاید هم عصران او قهرمانی او را کما حقه درک نتوانند، اما مؤرخین قرن های آینده، حق این قهرمانان تهیدست جهاد بر ضد قوای قدرتمند امریکا را ادا نمایند.

بلی، ملا عبدالمنان آخند ازان جمله قهرمانانی بود که با دستان خالی وارد صحنه مبارزه در برابر اسلحه و تیکنالوژی مدرن و پیشرفته طاغوت امریکایی شد، سال ها در برابر طاغوت دجالی جنگید، تا اینکه دشت های هلمند را به خون اشغالگران سیراب و دجالان عصر را به نصرت پروردگار وادار به فرار ساخت.

امروز که همانند هر چیز، قهرمانی نیز ساختگی شده است، کسانی با تبلیغات قهرمان می شوند و کسانی با صحنه های فیلمی. درین عصر، پیدا کردن قهرمانانی همچون ملا عبدالمنان آخند کار بسیار دشوار است. شخصیتی که به معنای واقعی قهرمان بود، سمبول عزم و دلاوری و پیکر مقاومت و صلابت ایمانی بود. بیائید، روز آخر زندگی دنیوی این مرد قهرمان را مطالعه کنیم، تا بدانیم که این مجاهد راه خدا آخرین لحظات حیات خود را چگونه سپری نمود.

بر علاوه از دیگر صفات و خصوصیات زیادی، این هم از ویژگی های شهید ملا عبدالمنان آخند بود که سرشت متحرک و پویا داشت. او به حیث فرمانده واقعی و مسلکی نظامی، همواره در حرکت بود. هلمند که پهناور ترین ولایت کشور است، هر ولسوالی اش به اندازه ولایت مستقل وسعت دارد و باید فاصله طولانی را برای عبور از ولسوالی های آن پیمود. اما ملا عبدالمنان آخند با وصف تعقیب و خطرات امنیتی از سوی دشمن، تمام هلمند را در یکروز می پیمود، در هر جا به مجاهدین و سنگرهای جهادی می رسید، شخصا مجاهدین را رهبری و مشکلات شان را حل می نمود. او به کارهای ملکی و نظامی رسیدگی می کرد و همواره در متن حوادث می بود.

او همانند جنرالان تقلبی امروزی نبود که فرسنگ ها دور از صحنه جنگ، در قرارگاه های محصور زندگی می کنند و از بسترهای آرام فرمان جنگ را صادر می کنند. ملا عبدالمنان آخند اصلا بستر آرام را نمی شناخت، او قهرمان سنگرهای خاک آلود و صحنه های جهادی بود،که خود را از هیچ مجاهدی بالا نمی دانست.

رفقای شهید ملا عبدالمنان آخند می گویند که او شب پایانی زندگی خود را در ولسوالی سنگین سپری نمود. صبح فردا به ولسوالی دیگری هلمند نوزاد رفته بود و با مسئولین جهادی ملاقات نمود، ازان جا چاشت روز به ولسوالی موسی قلعه آمد و با مسئول اداری ولایت هلمند مولوی محمد قاسم دید و کارهای مربوطه را انجام داد. پس از چاشت در حالیکه برای کارهای جهادی اراده برگشت به ولسوالی سنگین را داشت، تنها نان خشک خورد و به سوی ولسوالی سنگین حرکت نمود. در نزدیکی بازار شرافت ولسوالی سنگین با مسئولین جهادی ملاقات کرد. نماز عصر را با جماعت ادا نمود و سپس گفت : جامه ام کهنه شده است، غسل نمود و لباس تازه پوشید، دستار سفید را به سر نمود و از نزد رفقا رخصت شد. نماز شام را در منطقه رود نوزاد با جماعت ادا نمود. او اراده داشت که شب به ولسوالی نوزاد برسد. اما موتر او ساعت ده بالا شش شام هدف حمله طیاره بی پیلوت قرار گرفت و این راهرو فعال و مخلص راه خدا را به شهادت رساند. انا لله و انا الیه راجعون.

از یکسو روزهای کوتاه زمستان، از سوی دیگر فاصله های طولانی میان سنگین، نوزاد و موسی قلعه و مهم تر از همه خطرات فراوان امنیتی،  اما او باز هم در یکروز سه ولسوالی را می بیند و خود را به امور جهادی می رساند. حتی فرصت مناسبی برای غذای چاشت ندارد. تنها قهرمانان واقعی همچون شهید ملا عبدالمنان آخند می توانند مسئولیت شان را اینگونه انجام بدهند.

انجام دادن اینگونه مسئولیت خستگی ناپذیر و مخلصانه تنها از توان مجاهدین صادق و لله فی الله است، نه از توان آن جنرالان کرایی که هر دم و قدم شان را به دالر می گیرند.

این نتیجه خدمات چنین قهرمانانی است که جهان معاصر انگشت به دندان مانده است. اشغالگرانی که دیگران از گرفتن نام شان به لرزه می آیند، مجاهدین ما در برابر شان همچون سد سکندر ایستاده اند و اینست هجده سال می شود که به زور ایمانی خود کمر طاغوت عصر را شکسته اند.

افتخار به این قهرمانان واقعی می کنیم، اگر جهان معاصر عینک های کینه و عقده را به چشم مانده اند و از چنین قهرمانان در جهان نامی برده نمی شود، نسل های آینده و تاریخ مبارزه ها هیچگاه حقانیت و قهرمانی چنین قهرمانان کم نظیر را نادیده گرفته نمی توانند.

مطالب مرتبط