فوریه 26, 2020

اضمحلال داخلی وحدت ملی …!

ابوصهیب حقانی هراتی

حکومت وحدت ملی که از پایه و اساس غیر متعارف، غیر معیاری و به شکل کاملا تحمیلی از سوی سران امریکا در سفارت امریکا در کابل تشکیل شد این روزها ضمن دست و پنجه نرم کردن با بحران های خارجی و مسائل امنیتی و بی کفایتی های حکومتی، در حال اضمحلال داخلی و فروپاشی ذات البینی نیز قرار گرفته است طوریکه هر روز شاهد خبری نو راجع به شدت گرفتن اختلافات اندرونی آن می باشیم؛ لیکن چون آزادی بیان وجود ندارد و رسانه ها کمتر اجازه پیدا می کنند تا مسائل ریز و درشت حکومت وحدت ملی را برجسته و خبرساز نمایند و خودسانسوری بیش از حد از سوی دستگاهای امنیتی بر فضای رسانه ها حاکم است کمتر به سوژه های اختلافی اشاره می شود؛ اما همان خبرهای اندک، بیانگر عمق فاجعۀ حکومت نام نهاد وحدت ملی اند که ما بطور خلاصه به برخی از آنها اشاره می کنیم:

جنرال دوستم و معاونیت سمبولیک آن :

یکی از مسائل اختلافی که حالا به هر دلیلی حکومت وحدت ملی نمی خواهد زیاد نسبت به آن توضیح دهد موقعیت و نقش سمبولیک جنرال دوستم است مردی که با نفوذ چشمگیر خود در میان هوادارانش کمک بزرگی در انتخابات به اشرف غنی نمود و از همین جهت نیز اشرف غنی آن را به حیث معاون اول خود انتخاب کرد اما بعد از کشمکش های جنجالی انتخابات و شریک شدن عبدالله در نصف حکومت گویا عبدالله جای معاون اول را گرفته است چرا که اشرف بدون کوچکترین مشورت در مسائل کشور با جنرال دوستم، دست به هرگونه تغییراتی در بدنۀ حکومت وحدت ملی زده می تواند؛ ولی بدون مشورت و اجازت عبدالله عبدالله هرگز چنین کاری کرده نمی تواند و این مسئله باعث ناراحتی شدید جنرال دوستم و اطرافیان وی شده و حتی در برخی از مطبوعات غربی، ناراحتی جنرال بسیار برجسته و خبرساز نیز شد.

عبدالله عبدالله و ریاست سمبولیک آن :

عبدالله عبدالله که خود نه از طریق رقابت سالم و یک انتخابات شفاف در حکومت وحدت ملی نقش سمبولیک رئیس اجرایی حکومت را به دوش گرفت؛ چندان از این مقام خوشنود نیست و بسی اوقات دیده می شود که از طرف اشرف غنی و تیم طرفدار وی با شخص عبدالله چنان یک برخورد صورت می گیرد که گویا وی یک ترکیب اضافی و الحاقی در وحدت ملی است؛ اما مجبورا به خاطر اطاعت از فرمان باداران خارجی (یعنی امریکایی ها) اشرف غنی را پذیرفته است و تا هنوز عبدالله نتواسته آنگونه که دلش می خواست در وحدت ملی موثر واقع شود و گاهی سر انتصاب و گزینش افراد در پُست های مختلف حکومت، با اشرف غنی دچار اختلافات عمیق و زننده می شود؛ ولی در کل هرچه باشد ظاهرا از معاون اول رئیس جمهور یعنی جنرال دوستم، به مراتب نقش عمده و برجسته تری دارد.

محقق و ریاست افتخاری آن :

با تقسیم قدرت در کابینه میان اشرف غنی و عبدالله، کاملا نقش معاونین این دو نفر از حد لازم تنزیل کرد و مخصوصا معاونین عبدالله (محمدخان و محقق) اما از بعضی کارکردهای محقق از زمان تشکیل حکومت نام نهاد وحدت ملی چنین استنباط می شود که وی چندان از وضع موجود راضی نمی باشد و در برخی موارد در مقابل اتخاذ سیاست های یکجانبۀ اشرف غنی چنان با اقتدار می ایستد که گویی در موقفی حتی برتر از رئیسش عبدالله قرار دارد و از سیاست های ضد و نقیض اشرف غنی نسبت به اوضاع داخلی و خارجی چنان انتقاد می کند که گاهی این انتقادات او اسباب خشم اشرف غنی را فراهم آورده و موجبات جنگ لفظی و حتی فیزیکی بین او و اشرف غنی را به وجود می آورد؛ شاید بتوان گفت یکی از کسانی که به شدت از حکومت فعلی ناراضی است و نسبت به عملکرد آن دلگیر، محقق است که حال وی اصلا خوب نبوده و چیزی دست کم از دوستم ندارد.

اوج گرفتن انتقاد منتقدین وحدت ملی :

از دیگر دلایل اضمحلال رو به افزایش حکومت نام نهاد وحدت ملی که می توان بدان اشاره کرد بالا گرفتن گراف انتقاد منتقدین این ادارۀ فاقد صلاحیت و فرسایشی است طوریکه حالا تیغ تیز انتقادات از جانب نزدیک ترین افراد سران وحدت ملی کشیده شده و امروزه بوضح دیده می شود همان ها که تا دیروز به شدت سنگ طرفداری اشرف غنی و یا عبدالله عبدالله (سران انتصابی وحدت ملی) را به سینه می زدند رفته رفته در جبهۀ مخالفان آنها قرار گرفته و نسبت به عملکرد ضعیف و منفعلانۀ شان شدیدا انتقاد می کنند؛ از جمله: شکریه بارکزی که روزی از طرفداران سرسخت اشرف غنی بود اما وقتی دید که منافع وی و خواهشات او و امثالش چندان از سوی اشرف غنی مورد توجه قرار نمی گیرد در نطقی صریح از حکومت و شخص اشرف غنی انتقاد کرد و تهدید نمود که اگر کار به همین منوال ادامه پیدا کند او رای خود که به اشرف غنی داده بود را پس می گیرد؛ از سویی هم عطامحمد نور والی خود کامه و یا سرپرست اجیر فعلی بلخ نیز نسبت به بعضی اقدامات اشرف غنی اظهار نظر تندی کرده و گفته است در مقابل این همه تحرکات یکجانبه و غیرمسئولانه وحدت ملی سکوت نکرده و هشدار داده در صورتی که به درخواست های آنها توجه صورت نگیرد (مخصوصا در قضیۀ معرفی معصوم استانکزی به حیث نامزد وزیر دفاع) آرام نخواهد نشست؛ و در تازه ترین مورد احمد ولی مسعود که از طرفداران سرسخت عبدالله عبدالله به شمار می آید طی یک کنفرانس تحت عنوان”افغانستان به کدام مسیر روان است؟” به شدت از عملکرد ضعیف وحدت ملی انتقاد نموده و سران آن را متهم به زد و بندهای سیاسی کرد و چنین گفت: “واقعیت اینست که حکومت وحدت ملی تا کنون کمتر توانسته است که برای مردم کاری کند، آنان هنوز درگیر زد و بندهایی هستند، هنوز پایه های اساسی حکومت وحدت ملی را تشکیل نداده اند و خلاف خواسته های مردم حرکت کرده اند …” او حتی از این هم فراتر رفت و خواستار حکومت نو شد و گفت: “… دیدگاه ما اینست که باید لویه جرگه برگذار شود، یک و نیم سال دیر است تا برگذاری لویه جرگه، باید این کار شود و همه در این باره تصمیم بگیرند و یک حکومت واقعی وحدت ملی شکل بگیرد” این تنها بخشی از اضمحلال داخلی وحدت نام نهاد ملی است که صد البته همۀ ماجرای وحدت ملی نیست بلکه این قصه سر دراز دارد …

شما حالا اگر به همۀ این ها، پیشروی های اخیر و روز افزون مجاهدین در عرصۀ نظامی و تبلیغاتی را اضافه کنید و همچنین تهدیدات حمایوی باداران خارجی وحدت ملی، فساد گستردۀ اداری، اقتصادی و اخلاقی آن ، و همچنین بی کفایتی ادارۀ وحدت ملی در بخش های مختلف اجتماعی و عمرانی و … آیا کدام چیزی برای وحدت نام نهاد ملی باقی می ماند؟!؟

به امید اضمحلال بیشتر دست نشاندۀ های فاقد صلاحیت امریکا و روی کار آمدن نظام مستقل اسلامی.

Related posts