فوریه 23, 2020

زندگی نامه شهید داملا صاحب امان الله امینی – تقبله الله  –

زندگی نامه شهید داملا صاحب امان الله امینی – تقبله الله  –

ابوماهر فاریابی

شهید داملا امان الله امینی – تقبله الله – فرزند شهید ملا عبدالکریم، نواسه مرحوم حاجی صالح محمد در سال ۱۳۶۵ ه ش مصادف با ۱۹۸۷ میلادی در قریه رهی خواجمراد ولسوالی پشتونکوت ولایت فاریاب در یک خانواده متدین و مجاهد پرور چشم به گیتی فانی گشود.

خانواده شهید امینی- تقبله الله – :

خانواده او در جهاد بر ضد شوروی ها و کمونیست ها نیز سهم بارز داشت و از هیچگونه قربانی دریغ نورزید. شهید ملا عبدالکریم پدر شهید امینی در دوران مقاومت بر ضد شوروی ها و شهید ملا مبارک شاه، برادر بزرگش – تقبلهم الله – در دوران تحریک اسلامی طالبان به سرمایه جاودانی شهادت سرفراز شدند.

تحصیلات :

شهید امینی -تقبله الله-  درس های ابتدایی خویش را در زاد گاهش نزد امامان مساجد و علمای منطقه آغاز کرد. سپس بنا به شوق و علاقه فراوان که با علوم دینی داشت در سال ۱۳۸۱ هجری خورشیدی جهت فراگیری علوم دینی عازم کشور پاکستان شد و به نزد عالم مشهور مولانا صاحب مصباح الحق هزاروی در منطقه شب قدر، چهارسده (ایالت خیبر پختونخوا) زانوی تلمذ نهاد و بعداً در سال ۱۳۸۲ هجری خورشیدی  نزد شیخ صاحب غلام محبوب در مردان و در اخیر جهت تحصیلات بیشتر به دارالعلوم تعلیم القرآن، بشام (کوهستان) نزد مؤلف كتب كثيره مولانا صاحب نورالحق کوهستانی رفت و چند مدت در آنجا مصروف درس و تعلیم بود. سپس در سال ۱۳۸۵ هجری شمسی به افغانستان برگشت و به مسجد قریه آبایی اش آمد، مدت یک سال مسئولیت امامت را به عهده داشت و مصروف تعلیم و تربیه اطفال مسلمانان و خدمت به مردم بود.

پیوستن به صف مجاهدین :

از آنجای که شهید امینی قلب مملو از شوق جهاد و شهادت داشت، قبل از اینکه به صفوف مجاهدین یکجا شود چند مدت به صفت انصار به مجاهدین خدمت می نمود و بالاخره در سال ۱۳۹۴ ه ش به هدف  اعاده استقلال کشور و حاکمیت نظام اسلامی کمر همت بسته و عملا با صف مجاهدین یکجا شد. او عملیات خود را بر علیه دشمنان آغاز نمود و بنا بر لیاقت و شایستگی که در تاتکیک های جنگی و نحوه های حربی داشت و در اکثری عملیات ها و تشکیلات بر علیه دشمن در نقاط مختلف ولایت فاریاب شرکت داشت، و از خود قهرمانی های در عرصه جهاد و مبارزه  ثبت نمود.

بعد از آن که به تاریخ ۱۳۹۶ هجری ه ش الحاج مولوی صاحب عبدالرحمن “راشد” از سوی بزرگان امارت اسلامی به حیث مسئول جهادی در ولایت فاریاب مقرر شدند، شهید امینی را بعد از چند وقت مسئول دفتر خود تعیین نمود و در امور اداری همراه ایشان مشوره می نمود واعتماد کامل به ایشان داشتند.

اوصاف شهید امینی :

هر کسی با او نشسته، یا او را دیده، یا با او مجلسی کرده باشد یک عمر خاطره ‌های خوش از وی دارد او انسان شایسته و لایقی بود، او خیلی صِلَه رحم  داشت، او چنان دوست داشتنی و محبوب بود که تا حالا هرگاه نامش یاد می‌شود و دلها به یادش می‌افتند با اًف و افسوس یاد او تازه می‌گردد او گویا از خود چنان چیزی ارزشمند به جای مانده است که هیچگاه از یاد کسی فراموش نمی‌شود هرگاه که با او مواجه می‌ شدیم چنان با محبت تعلق خاطر می‌گرفت و گرم و صمیمانه احوال پرسی می‌کرد که انسان پریشانی‌‌اش را فراموش می‌نمود او همیشه به فکر خدمت گذاری برای مردم بود و به مشکلات همه اقشار مختلف جامعه مطابق با لائحه امارت اسلامی رسیدگی میکرد. او هیچگاه نمیخواست که کسی دچار کدام مشکل باشد اما او راحت بنشیند.

یادم نمی‌رود دو روز قبل از شهادت اش همراه حاجی مولوی صاحب عبدالرحمن “راشد” به مهمان خانه بنده آمدند، بعد از آنکه روبروی حاجی مولوی صاحب نشت تلفون خود را از جیبش بیرون نموده روشن کرد، با وجودی که طیاره های کشفی دشمن روزی پنجم است که در همان ساحه به خاطر مشخص کردن جای ایشان می چرخید، حاجی مولوی صاحب برایش گفت امینی تلفون خود را خاموش کن! چون پنچ روز میشود طیارات دشمن درین ساحه ما را تعقیب میکند. شهید امینی- تقبله الله – در جواب برای حاجی مولوی صاحب گفت دو سه روز است که تلفونم خاموش است ممکن صدها نفر از مجاهدین و یا از اقشار مختلف جامعه از مناطق دور دست این ولایت به خاطر رسیدگی شدن به مشکلات نظامی، ملکی و یا دیگر امور اجتماعی این ولایت برایم زنگ زده باشند اما لا جواب مانده باشند. سبحان الله! واقعاً نماد و مظهر خدمت گذاری بود.

بعدها که با هر کسی از یاران شهید امینی-تقبله الله-   مواجه شدم و می‌گفتم که من از ایشان چنان یک برداشت دارم همه را چنان دیدم که در وصفش بهتر و قوی تر از من در مورد شخصیت والایش برداشت مثبت داشته و او را بازوی بسی ارزشمند به نظام اسلامی دانسته و بسی برایش دعاهای خیر نثار می‌کردند.

گرچه امروز در جمع ما نیست و در روی زمین نفس نمی‌کشد اما چنان محبوب زیست و با اخلاق رفتار کرد و با انسانیت و اخلاص نمونه گردید که بسیاری از کسانی که او را شناخته و یا از او شنیده و یا با وی کمی شناخت پیدا کرده، در حق‌اش دعای بهشت و رضامندی حق را نموده و از بارگاه الهی بهترین‌های آخرت را برایش آرزو و استدعا می‌کنند.

چه زیبا صدق پیدا می‌کنند آن اشعار زیبای شیخ سعدی – علیه الرحمه – که در وصف چنین مردان خوش نام و نیکو سیرت سروده است:

کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند

گل بي خار ميسر نشود در بستان
گل بي خار جهان مردم نيکو سِيَرند

سعديا مرد نکونام نميرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکويی نبرند

بالاخره شهید امینی به سن ۳۳ سالگی به تاریخ  1398/9/17 هش مطابق با  11 ربیع الثانی 1441 هجری قمری هنگام  بازگشت از بازار غلبله از مربوطات ولسوالی المار وحین ورود به قریه تیموری این ولسوالی هدف حمله هوایی طیاره بی سرنشین اشغاگران آمریکای  قرار گرفت که در نتیجه همراه رفیقش (هدایت الله عمار) جام سعادت بخش شهادت را نوشیدند. انَا لِلهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ رَاجِعُون.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

از شهید امینی شش اولاد بجا مانده است.

Related posts