آوریل 06, 2020

جهاد بر ضد فساد و اشغال، و رهبری مثالی امارت/ بخش دوم

جهاد بر ضد فساد و اشغال، و رهبری مثالی امارت/ بخش دوم

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی // ترجمه : ابوزبیر حبیب زاده

برای خواندن بخش اول مقاله بر اینجا کلیک نمائید

مرحله بزرگ و دشوار آزمونی دوم رهبری :

حدود ساعت ۹ شب هفت اکتوبر ۲۰۰۱ میلادی بود که طیارات امریکایی تهاجم نظامی بر افغانستان را آغاز کردند و از همه اولتر، مقام رهبری امارت اسلامی را مورد حمله هوایی قرار دادند.

در نخستین روز تهاجم، جای اقامت مرحوم امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد هدف حملات طیارات بی پیلوت قرار گرفت. این نخستین حمله طیاره بی پیلوت بود. طیاره که این حمله را انجام داده بود بعدا در موزیم امریکا به طور یادگار نگه داری شد. اما جالب این بود که این طیاره با همه دقت و مهارت نتوانست به هدف خود برسد.

امریکایی ها اراده و باور قوی داشتند که مرحوم ملا صاحب را به شهادت برسانند و با نخستین ضربه، دبدبه خود را به نمایش گذاشته، رهبری امارت اسلامی را ختم کنند. اما الحمدلله ثم الحمدلله ناکام شدند.

با همه تیکنالوژی پیشرفته، خداوند متعال مرحوم ملا صاحب را حفاظت نمود. او از حمله جان سالم به در برد و به عزم معرکه بزرگ و پیچیده، شهر قندهار را ترک گفت.

شاید امریکایی ها بر نصرت و حفاظت پروردگار باور نداشته باشند و تا ابد به این فکر بمانند که چرا حمله طیاره بی پیلوت شان خطا رفت و ملا صاحب صحیح و سالم برآمد.

مرحوم امیر المؤمنین ملا محمد عمر مجاهد در اواخر حاکمیت خود در یک سخنرانی اش گفت : اگر امریکایی ها حمله بکنند، او به مجاهدین خود امر می کند که به کوه های کشور بلند شوید، جبهات بسازید و به جهاد آغاز کنید.

او پس از اشغال عملی کشور، چنین نمود. نخست جایی را در ولسوالی سیوری ولایت زابل برای خود انتخاب نمود، سپس برای خود نائب تعیین نمود و شورای رهبری تشکیل داد.

با این کار، از یکسو زندگی مرحوم امیرالمؤمنین تا حدی مصئون شد، از سوی دیگر زمینه برای انسجام دوباره امارت، توظیف، تمویل و تجهیز مجاهدین و اعاده رهبری خوب و قومنده واحد مساعد شد و تحرکات جهادی به تدریج گسترده و منظم گردید.

با گذشت اندک زمانی، خداوند متعال صف امارت اسلامی را از برکت شورای خوب و مقتدر رهبری در شرق، غرب، جنوب و شمال کشور منظم و به جهاد سوق داد.

این واقعا مرحله دشواری بود. اگر درین مرحله حساس تعهد، توکل، تقوی، صبر، استقامت و ثبات رهبری امارت اسلامی نمی بود، امارت از هم فرو می پاشید. امارتی که نخستین بار از عالمان دین تشکیل یافته بود، درهم و برهم می خورد.

به هر صورت، تمام رهبری امارت اسلامی (امیرالمؤمنین، نائب و شورای رهبری) دران مرحله آزمونی، آماده قربانی های بزرگ شدند. مرحوم امیرالمؤمنین شخصاً در چند کیلومتری قرارگاه امریکایی ها مرکز فرماندهی ساخته بود، که هر لحظه خطر گرفتاری، بمبارد و شهادت او برده می شد. همچنان نائب امارت اسلامی و هر یکی از اعضای شورای رهبری تکالیف، اسارت و شهادت را متقبل شدند.

شهید الحاج ملا عبیدالله آخند نخستین گرفتار و سپس در زندان به شهادت رسانده شد. محترم ملا برادر آخند هشت سال در پاکستان بندی ماند. اعضای شورای رهبری تا زندان گوانتانامو رسیدند و بعضی شان شهید شدند.

درین دوره مهم و تاریخی، اعضای رهبری امارت اسلامی نه تنها جان های خود را، بلکه فرزندان و خانواده های شان را نیز به قربانی دادند. چهار پسر مرحوم مولوی جلال الدین حقانی یکی پس از دیگر در جریان جهاد کنونی به شهادت رسیدند و خودش نیز پس از تحمل تکالیف و زحمات فراوان جهادی، بالاخره وفات نمود.

مختصر اینکه مرحوم امیر المؤمنین ملا محمد عمر مجاهد و اعضای شورای رهبری، صف امارت اسلامی را آنچنانی که توقع برده می شد، رهبری نمودند.

دامنه جهاد به تمام کشور گسترش یافت. اما در تمام صف جهادی، هیچ یک بی اتفاقی، بی اطاعتی، خودسری و تخطی کوچکی رخ نداد که بر آن باید نقد می شد. الحمد لله.

اینگونه خدمت و فعالیت دران صورت دیگر هم اهمیت پیدا می کند که رهبری امارت با افراد و ما تحتان خود نه دید و بازدید می توانستند و نه هم زمینه برای مشوره های مستقیم مساعد می شد، بلکه همه کارها توسط قاصد و در غیاب انجام می یافت.

یعنی رهبری آن وقت امارت اسلامی در حالی بر افراد خود تسلط کامل داشتند که تمام امکانات روابط مستقیم به سبب اشغال سلب شده بود. اما از فراه تا ننگرهار، از بلخ تا قندهار، از کنر تا هلمند و از خوست تا فاریاب، عملیات های جهادی در سراسر کشور به گونه منظم جریان داشت.

این رهبری معجزه آسا از سال ۲۰۰۱ میلادی تا ۲۰۱۳ میلادی دوام می یابد. رهبر امارت اسلامی مرحوم امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد درین مدت تنها یکبار محل اقامت و مرکز قومنده خود را تغییر می دهد، یعنی تقریبا چهار سال را در یکجا  و سپس هشت سال دیگر را در جای دیگر سپری می نماید. جالب اینست که بر هر دو مرکز، بار بار امریکایی ها چاپه نیز می زنند و در نزدیکی مرحوم ملا صاحب عملیات های جهادی نیز انجام می یابد.

روستای که مرحوم امیرالمؤمنین ازان به حیث مرکز بزرگ قومنده استفاده می کند، شاهد بیش از بیست تن شهدای است که در جریان این سال های مبارزه جان های شان را قربان کرده اند.

جالب تر اینست که تمام افراد آن خانواده که مرحوم امیرالمؤمنین در یک بخشی از خانه شان زندگی می نمود، بر موجودیت او خبر بودند. مرد و زن و حتی کودکان آن خانواده هم می دانستند که مرحوم ملا صاحب درین جا زیست دارد، اما هیچکسی نه جاسوسی می کند، نه به کسی می گوید و نه هم درین مورد با هم سخن می گویند.

این در حالیست که امریکایی ها در بدل گرفتاری و یا شهادت مرحوم امیرالمؤمنین ده ملیون دالر جایزه تعیین و اعلان کرده بودند.

رهبری دوم امارت اسلامی :

هرگاه مرحوم امیرالمؤمنین به تاریخ ۴ ثور ۱۳۹۲ هجری شمسی بر اثر بیماری وفات نمود، رهبری باقی مانده امارت اسلامی چه کمالی نمودند ؟

قاصد در مورد وفات مرحوم امیرالمؤمنین، تنها به (شهید) ملا اختر محمد منصور صاحب، که آن زمان نائب امارت اسلامی بود، خبر آورد که مرحوم ملا صاحب پیش ازینکه دوای اخیر برسد، از دنیا رحلت نمود.

نائب امارت اسلامی شهید ملا اختر محمد منصور – تقبله الله – این موضوع را تنها با شش تن شریک ساخت، که همه شان اعضای شورای رهبری و از بزرگان امارت اسلامی بودند. در میان آن ها سه تن شیوخ الحدیث (شیخ الحدیث مولوی عبدالحکیم صاحب، شیخ الحدیث مولوی هبة الله آخندزاده و شیخ الحدیث مولوی نور محمد ثاقب صاحب) هم بودند.

این شش تن اعضای شورای رهبری امارت اسلامی که از ماجرا خبر بودند، به نائب امارت اسلامی مشوره می دهند که وفات مرحوم امیرالمؤمنین اعلان نشود، بلکه بنا بر مصلحت جهادی اگر پنهان نگه داشته شود، شرعا مشکلی ندارد. اما برای اینکه صف جهادی عملا بی امیر نماند، خود منصور صاحب مسئولیت گران امارت را به دوش بگیرد.

بالاخره فیصله بر این می شود که منصور صاحب امیر شرعی امارت اسلامی باشد، اما این موضوع پنهان نگه داشته شود.

قیادت منصور صاحب :

هرگاه در رهبری امارت اسلامی تغییر می آید، منصور صاحب از نیابت عملا به امارت می رسد، او بیشتر احساس مسئولیت می کند و ما شاهد یک سلسله ابتکارات در صف جهادی می شویم.

کارنامه بزرگ رهبری منصور صاحب این بود که خبر وفات مرحوم امیرالمؤمنین را تقریبا سه سال از تمام ارگان های استخباراتی دور و نزدیک پنهان نگه داشت.

این موضوع آنقدر مهم بود که عملا تمام ارگان های استخباراتی را شکست داد و ثابت کرد که رهبری امارت اسلامی با چقدر تدبیر، اخلاص و امانتداری به پیش می رود.

پس از گذشت تقریبا سه سال، اثرات وفات مرحوم ملا صاحب در بعضی بخش های جهادی حس شد. مثلا کسی می خواست پیام مستقیم مرحوم ملا صاحب را بشنود، یا پیام خود را به او برساند و سپس جواب هم دریافت کند، درین کار پیش رفتی صورت نمی گرفت. همان بود که در رده های بالا شبهات پیدا شد که آیا مرحوم امیرالمؤمنین زنده است یا نه ؟

با فزون تر شدن این حرف ها و بیش تر شدن مطالبات، شورای رهبری امارت اسلامی به تاریخ ۸ اسد ۱۳۹۴ تصمیم گرفتند که وفات مرحوم ملا صاحب باید اعلان شود و برای رهبری آینده، تمام صف جهادی و هوطنان در جریان باشند. زیرا غیابت بیشتر مرحوم ملا صاحب و افزایش تشویش ها، به زیان تمام می شد.

به تاریخ فوق الذکر، خبر دلگداز وفات مرحوم امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد از سوی امارت اسلامی رسما اعلان شد و شورای رهبری درین مورد جلسه ای دائر نمود. در جلسه فیصله بر این شد که ملا اختر محمد منصور صاحب زعیم رسمی امارت اسلامی و امیرالمؤمنین می باشد.

پس از تعیین رسمی منصور صاحب، تمام جبهات فعال جهادی، والیان ولایات، قاضیان، مسئولان کمیسیون های مختلف، چهره های با نفوذ جهادی، متنفذین و علمای دین از سراسر کشور به گونه فوری بیعت های خود را فرستادند. مجاهدین (مسئولین و افراد) در ارسال بیعت ها آنقدر عجله داشتند که رفقای مؤظف به گرفتن بیعت ها، مانده شدند.

آن زمان من فکر کردم که رهبری گذشته، این صف را چنان یکمشت و یکپارچه نگه داشته است که امروز ما اثرات مثبت آن را در اثنای تعیین رهبری دوم می بینیم. این هم کارنامه رهبری قبلی بود. زیرا به همه مسئولان و افراد خود این مفکوره را داده بود که در امارت اشخاص مهم نیستند، بلکه هدف مهم است و عمل بر مسیر شرعی مهم است.

در مدت بسیار کوتاه، سلسله بیعت ها از تمام کشور پایان یافت و تمام صف با زعیم جدید شهید منصور صاحب بیعت کردند و پشتیبانی صریح خود را از او اعلان نمودند.

البته ؛ بعضی رفقا به گونه استثنایی چنین هم بودند که بر اثر سوء تفاهم، برای مدتی پرسش ها و تشویش ها در اذهان شان جا گرفت، اما پس از اندک زمانی، آنانی که اعضای دردمند امارت اسلامی بودند، هدف شان جهاد بود وبرای رضای پروردگار خدمت می نمودند، خداوند متعال دوباره توفیق بخشید که جزو امارت باشند و با منصور صاحب بیعت کنند.

باورمندی و یکجا شدن تمام صف جهادی بر رهبری منصور صاحب، او را جذبه و جرئت بیش تری برای فعالیت بخشید.

دوام دارد…………

Related posts