آوریل 06, 2020

صدای طنین انداز آزادی

صدای طنین انداز آزادی

ابویحیی بلوچی

ساعت پنج صبح به افق خاشرود است، اینجا خاشرود؛ سرزمین رادمردان ودلیران هست، سحرگاهان نسیم ملایمی گونه هایم را نوازش میدهد گویا، میخواهد با اندکی سردی آمدنم به این منطقه را تبریک و تهنیت عرض کند.

چند صباحی از طرح موسوم به کاهش عملیات ها در سراسر افغانستان گذشته و من تازه پا به خاشرود گذاشتم تا بتوانم سهمیه ای در این راه طولانی وپرپیچ وخم داشته باشم.

سحرگاه هست و من بر روی گنبد اتاق از طرفی حرکات دشمن را رصد کرده واز طرفی دلتنگ کسانی هستم که تادیروز روی همین گنبد وبا همین اسلحه سنت رباط را زنده کرده اند.

چشمانم به سوی پایگاه های دشمن دوخته شده وبوی خوشی از سوی قبرستان شهدا به مشامم میرسد، گویی خدایم دوستانم را باخبر کرده که غم نخورید چرا که سنگرهایتان خالی نمانده وکسانی هستند که راه تان را ادامه بدهند.

ثانیه های رباطم میگذرد وسیاهسوار آن لحظه فکرم را ربود، به یاد زمانی افتادم که سحرگاهان روی همین گنبد نم نم باران را نگاه میکرد و از درد امت به خود می پیچید.

دیری نگذشت که صدای طنین انداز اذان همه ی منطقه را فرا گرفت، صدا را پاییدم از پشت سرم می آمد، بااین صدا نور صبحگاهان تاریکی شب سیاه را درید، و باز روشنایی از زندان تاریکی رها شد، بابالا گرفتن این صدا آزادی حقیقی را حس کردم، گویا ندایی از آسمان مرا خطاب قرار داد که برای این صدای آزادی خون ها ریخته شده وجگر ها تکه تکه شد.

همین صدای طنین انداز بود که سعدها و قدوری ها بخاطر آزادیش، تا توانستند جان دادند و تا در توان شان بود پشت به دنیا کرده و رو به سختی ها کردند، تا بتوانند این صدا را از چنگال ظالمان و طاغیان آزاد کنند.

شهدای مان هیچ دریغی در این راه نکردند، در این مسیر طولانی جان را جان ندانستند و مال را مال ندانستند، خانواده را ترک کردند و به سوی میادین آمدند تا بتوانند امر الهی را اطاعت کنند و در این راه به سوی او پرکشیدند و شدند سلفی صالح برای ما.

اگر امروز ابرقدرت جهان؛ به زانو افتاده و توان مقابله این بی نوایان را ندارد، اثر خون های همان سیاهسوار و فاروق وخوشبو هست.

و اگر امروز آزادی حقیقی را حس می کنیم زیر سر شمشیر هست، وتنها شمشیر است که این شگفتی ها را به وجود آورده ودیگر هیچ.

به امید روزی که امت اسلامی به آزادی خود برگشته واز چنگال ظلم بیگانگان رهایی یابد.

Related posts