جولای 13, 2020

افشاگری ها یا فغان از آرمان های ناتمام

افشاگری ها یا فغان از آرمان های ناتمام

حبیبی سمنگانی

خوب به یاد دارم، زمانیکه جان بولتون در اوائل ۲۰۱۸ از سوی دونالد ترامپ به حیث مشاور امنیت ملی رئیس جمهور تعیین شد، بنده با مقاله ای تحت عنوان «انتصاب جان بولتون؛ ادامه سیاست غیر منطقی و مهاجمانه ترامپ» این تصمیم ترامپ را مورد نقد قرار داده بودم. زیرا بولتون به حیث سیاستمدار فاشیست، تندرو و جنگ طلب شناخته می شد.

انتصاب بولتون غیر منتظره نبود، زیرا وی نقش عمده ای در کمپاین انتخاباتی ترامپ در ۲۰۱۶ داشت، از چهره های مطرح حزب جمهوری خواه بود و نیز ترامپ پیش از تحلیف ریاست جمهوری، از وی به حیث وزیر خارجه احتمالی نام برده بود. اما نه تنها وزارت خارجه به وی سپرده نشد، بلکه بولتون بیش از یکسال انتظار کشید تا جایگاه شایانی را در دولت ترامپ صاحب شود. بالاخره پس از استعفای اچ آر مک مستر، وی در اپریل ۲۰۱۸ از سوی ترامپ به حیث مشاور امنیت ملی منصوب شد. وی مدت هفده ماه به این سمت باقی ماند و سپس استعفا کرد و یا هم کنار زده شد.

جان بولتن در اکتوبر ۲۰۱۹ از نوشتن کتابی برای افشاگری از چگونگی سیاست و دولت ترامپ خبر داد. حالا کتاب تازه چاپ شده جان بولتون «اتاق حوادث» (The Room Where It Happened) بر سر زبان هاست و گویا سلاحی برای مخالفان و منتقدان ترامپ شده است. بولتون در کتاب خود تاکید بر این دارد که دونالد ترامپ برای برنده شدن در انتخابات ۲۰۲۰، آماده هر معامله ای است و حتی منافع و سلامتی امریکا را هم زیرپا کرده است. وی ادعا دارد که ترامپ حتی از جمهوری چین، رقیب بزرگ امریکا هم برای برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰، کمک خواسته است. از نگاه بولتون؛ اگر ترامپ در انتخابات پیش رو برنده شود، خطرناک تر می شود و پروای کسی و چیزی را نخواهد کرد.

اینجا باید حرف های چندی در مورد شخصیت و سیاست جان بولتون تذکر داد. بولتون همواره با سیاست رادیکال علاقه مند بوده است. وی در دوره اول ریاست جمهوری جورج بوش به حیث معاون وزارت امور خارجه در بخش کنترول تسلیحات و امنیت بین الملل و سپس در دوره دوم وی به حیث سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، نقش اساسی در تشکیل استراتژی های جنگی بوش به ویژه تهاجم نظامی وی بر افغانستان و عراق، داشته است.

آگاهان می گویند که دیدگاه ترامپ و جان بولتون در قبال موقف تند در برابر ایران و کوریای شمالی، تقریبا یکسان بود. البته، بولتون همانند افغانستان و عراق، خواهان تهاجم نظامی بر ایران و کوریای شمالی نیز بود، هرچه ترامپ، که در جستجوی پایان دادن جنگ های جاری بود، به این خواست او اعتنای نکرد. این یکی از عوامل عمده دوری و نا رضایتی جان بولتون از ترامپ بود.

شاید بولتون به نمایندگی از گروه قدرتمند اما جنگ طلب پینتاگون و سی آی ای می خواست، با آغاز جنگ های تازه، به نقش و اهمیت خود و جنرالان، بیافزاید.

بولتون از جمله کسانی است که دونالد ترامپ را در اگست ۲۰۱۷، بر خلاف گفته ها و وعده های قبلی وی، وادار به اعلان استراتژی جنگی در قبال افغانستان ساختند. زمانیکه این استراتژی جنگی اعلان می شد، اگرچه بولتون نقش رسمی در دولت ترامپ نداشت، اما بولتون و دیگر مقامات جنگ طلب، ترامپ را به دام خود آورده، و موقف دیرینه او در قبال جنگ افغانستان را تغییر دادند. از همینست که هرگاه این استراتژی اعلان شد، آگاهان به این باور بودند که این استراتژی ترامپ نیست، بلکه بر ترامپ تحمیل شده است.

اما با گذشت چند ماه، هرگاه ترامپ اشتباه خود در قبال افغانستان را درک کرد و از استراتژی ناکام جنگی دست گرفت، نقش بولتون ضعیف و کمرنگ شد و بالاخره منجر به خروج او از دولت ترامپ گردید. بولتون در مورد انجام این استراتژی از زبان ترامپ نقل می کند که : «ما همه چیز را باخته ‌ایم. یک شکست کامل بود. این همه اسراف شرم‌آور است. این همه تلفات. از حرف زدن در باره آن متنفرم. من انتخاب شدم که از افغانستان و بازی جنگ‌ها خارج شوم».

ترامپ ناکامی جنرالان وحشی و دروغگوی خود در افغانستان را کاملا درک کرده بود. همان بود که پالیسی ترامپ در قبال افغانستان رسما تغییر خورد و بجای اصرار بر تداوم جنگ، با گزینش زلمی خلیلزاد به حیث نماینده خاص امریکا برای افغانستان، راه مذاکرات مستقیم با طالبان را به پیش گرفت. پس می توان مشکل باهمی بولتون و خلیلزاد را، که از متن کتاب بولتون هم نمایان است، درک کرد. بولتون خلیلزاد را به الفاظ خوب یاد نکرده است.

آنچه از فصل ویژه کتاب بولتون در مورد قضایای افغانستان به عنوان «از ماموریت ضد تروریسم در افغانستان تا کمپ دیوید» رسانه یی شده، نشان می دهد که ناراضی اصلی بولتون از این است که ترامپ، با همه اصرار و پافشاری بولتون و امثال او، چرا رهبری جنگ افغانستان را به دوش نگرفت و به استراتژی جنگی اش دوام نداد. وی از روش ترامپ در قبال جنگ افغانستان شاکی است که جنگ افغانستان را جنگ خود نمی دانست و از نگاه وی این کار احمقانه جورج بوش بود. بولتون می گوید ترامپ در یک جلسه گفت : «هرچه بیشتر وقت بگیرد، این جنگ بیشتر جنگ من می ‌شود. من جنگ باخته را خوش ندارم، حتی اگر جنگ را ببریم، هیچ چیز بدست نمی‌ آوریم». به گفته بولتون ؛ هرگاه جنرال جیمز میتس، وزیر دفاع آن وقت امریکا به ترامپ گفت : از روزی که وارد اداره شدید این جنگ شماست. ترامپ بلا فاصله جواب داد : «از روز اولی که وارد کاخ سفید شدم باید به جنگ افغانستان پایان می ‌دادم».

گفته های بولتون در باب افغانستان، همه ناله و گلایه از اینست که این جنگ چرا پایان می یابد و ترامپ چرا وارد مذاکرات شد. بولتون در یکجا می نویسد که وی تلاش کرد تا ترامپ توافقنامه با طالبان را به دست خود امضا نکند، وگرنه ترامپ آماده امضا بود.

در اخیر، ناگفته نماند که جک استراو، وزیر پیشین امور خارجه بریتانیا، دربارهٔ جان بولتن نوشته است : بولتون یکی از معدود آدم‌ هایی است که در دوران خدمتم دیده ‌ام و آرزو می‌کردم کاش ندیده بودم. او آدمی متعصب و دوست نداشتنی است.

ترامپ در واکنش به افشاگری های بولتون در تویت خود گفته است : من به جان بولتون که کسی او را دوست نداشت و به دلیل اینکه دیوانه محسوب می ‌شد قادر نبود از سنا رأی اعتماد بگیرد، یک فرصت دادم. من همیشه دوست دارم که نقطه‌ نظرات متفاوت را بشنوم. اما مشخص شد که او کاملاً بی‌کفایت و دروغگو است.

Related posts