جولای 13, 2020

دشمنی با علم و علماء

دشمنی با علم و علماء

موفق افغان

دشمنی با علم و علماء پدیده جدیدی نیست. شیطان و اتباع آن همیشه در جنگ با علم و علماء بوده اند. زیرا آنان می دانند که از این طریق می توانند خیلی به آسانی به اهداف خود برسند و مردم را در دام دجالی، فریب و نیرنگ خود بیاندازند. علماء وارثین پیامبران در این دنیا اند و آنان اند که مردم را بسوی دین و راه مستقیم هدایت و رهنمایی می نمایند. در نبود علماء خیلی دشوار است که زندگی را مطابق با اهداف و مرام هایی که اسلام برای یک مسلمان وضع کرده است به پیش برد.

دشمنان اسلام بخصوص تجاوزگرانی که کشورهای اسلامی را مورد هجوم قرار داده اند در ادوار مختلف تاریخ سعی کرده اند تا علماء را به دو طریقه از بین ببرند. در قدم اول تلاش کرده اند تا آنان را تطمیع نموده و با تقدیم مال و متاع دنیا آنان را در صف خود قرار دهند و به این ترتیب چنان به مردم عام وانمود سازند که دشمنان اسلام و تجاوزگران بر حق اند در غیر آن ممکن نبود علماء بزرگ در صف آنان قرار گرفته و از اعمال و کردار آنان دفاع کنند. در صورت ناکامی در این طریقه، آنان طریقهء دوم را که همانا محو و نابودی علماء بوده است اختیار می کنند و به این ترتیب علماء را از بین برده و کوشش می کنند تا حق را به این شکل پنهان کنند و مانع شوند تا مردم از طریق این علماء حق را از باطل تفکیک نمایند. اگرچه ظاهرا طریقهء دوم خطرناک به نظر می رسد اما تجارب تاریخی نشان داده است که طریقهء اول خطرناک تر است زیرا تعدادی از علماء نه تنها خود از این طریق در فتنه واقع شده اند بلکه خلق کثیری را با خود به انحراف کشانیده و باعث تضعیف صف مسلمانان و مبارزه علیه کفار و اشغالگران گردیده اند.

جالب اینجاست که تاریخ شاهد رویدادهای زیادی است که دشمنان اسلام بعد از استفاده از علمایی که فریب شانرا خورده و در صف شان قرار گرفته اند بعد از ختم کار شان آنان را نیز به بهانه یی قتل کرده و یا به طور مرموز از بین برده اند که این کار خود نمایانگر این حقیقت است که نظام های کفری و غلامان حلقه به گوش آنان حتی علمایی را که در صف شان قرار می گیرند دوست ندارند بلکه تنها هدف از شکار توسط آنان است و بعد از ختم وظیفهء شان آنان را تصفیه می کنند.

در افغانستان نیز همین تاریخ تکرار گردید. اشغالگران با ورود به این کشور عده یی از علماء و منتسبین به علم را تطمیع کردند و با دادن نام ها، القاب، وظایف، مال و متاع آنانرا در صف مبارزه علیه مجاهدین و مسلمانان قرار دادند. برخی از این منتسبین به علم تا جایی در این خدمات به اشغالگران و نظام دست نشاندهء آنان اخلاص نشان دادند که حتی از جان خود نیز در مقابل مجاهدین و فرزندان اصیل کشور گذشتند و فتواهای بی بنیاد و بی اساس مبنی بر حقانیت اشغال و نظام دست نشانده اشغالگران صادر کردند. بر اساس این فتواها جهاد علیه اشغالگران حرام و مبارزه علیه آنان بغاوت، دهشت افگنی، جاسوسی و دشمنی با وطن تلقی می گردید. در این شکی نیست که نه تنها آنان خود بر بطلان این فتواها و موقف گیری های خود که بر اساس مال و متاع دنیا صادر می گردید معتقد بودند بلکه برای مردم عام نیز پذیرفتن چنین فتواها که در مخالفت علنی و صریح با احکام شرعی قرار داشت مشکل بود مگر بعضی از فریب خوردگان و قسم خوردگان با وجود این همه بر این فتواهای قلابی و دروغین اتکا کرده و آنرا دلیل مبارزه علیه مجاهدین و مسلمانان می دانستند.

از سوی دیگر اشغالگران و ادارهء دست نشاندهء آنان، در مبارزه علیه علم، علماء، طالب و حافظ قرآن، مسجد و مدرسه که جایگاه و مراکز علم و علماء بود از هیچ نوع ظلم، وحشت و حیوانیت دریغ نکردند. از اولین روز اشغال علماء و طلاب دین تنها به جرم علم، عالم بودن و یا طالب علم بودن یا به شهادت رسانیده شدند و یا به زندان های سیاه سوق داده شدند که سالهای متمادی را بدون هیچ جرم در پشت میله های این زندان ها سپری کردند. در راستای این مبارزه، مساجد و مدارس دینی هنگام ادای نماز و مجالس درس توسط اشغالگران و مزدوران داخلی شان بمباردمان گردید و صدها عالم و طالب در حالی که قرآن کریم و یا کتب دیگر دینی را در آغوش داشتند با خاک و خون یکسان شدند و مساجد و مدارس شان زمین بوس گردید. این دشمنی که از نزده سال قبل آغاز گردیده بود تا کنون جریان دارد و امروز نیز مدارس و مساجد در هیچ جای کشور در امن نبوده و از شر آنان محفوظ نیست.

در پهلوی اینهمه چنانچه در بالا ذکر شد، اشغالگران و اجیران داخلی آنان، حتی بر همان منتسبین به علم که در صف شان قرار داشتند رحم نکردند بلکه هرگاه مصلحت شان ایجاب کرد آنان را نیز به بهانه های مختلف و یا به طریقه های گوناگون از بین بردند. اعتراف بعضی از افراد و گروههای قاتل اجرتی دلیل واضح بر این مدعا است که امنیت ملی ادارهء اجیر کابل تصمیم داشته است تا تعدادی از علمائی را که در قلمرو آنان زندگی می کنند و بارها مجاهدین و امارت اسلامی را مورد هجوم و حملات خود قرار داده و مخالفت خودرا با مبارزه آنان بیان کرده اند توسط این اشخاص و یا گروهها به قتل برسانند چنانچه تعداد دیگری عملا به همین شکل و یا بگونهء مستقیم توسط افراد امنیت ملی کشته شدند.

ادارهء اجیر کابل برای پیشبرد این اهداف خود از عساکر پنهانی و مهمان های خصوصی خود که در مهمانخانه های امنیت ملی زندگی و عیش و نوش دارند نیز استفاده می کند. جوانک های داعشی که از حمایت واضح و صریح ادارهء اجیر کابل برخوردار اند، هنگام حملات مجاهدین توسط هلیکاپتر ها از مرگ نجات داده می شوند و به بهانه تسلیمی در مهمانخانه های امنیت ملی همراه با خانواده های خود مصروف زندگی و عیش و نوش هستند بعد از مغز شویی آماده برای حملات بر علمایی می شوند که در قلمرو ادارهء اجیر کابل قرار دارند و اکثریت شان معاش خور همین اداره بوده و در بسا مواقف از فراز منبرهای مساجد و یا رسانه های حامی اشغال از ادارهء اجیر کابل، اردوی اجیر، پولیس فاسد و نظام فرسودهء آن دفاع نموده و در مقابل مجاهدین مخلص و مبارز علیه اشغال را جاسوس، بیگانه، دشمن وطن و دین می دانند.

این در حالیست که امارت اسلامی متشکل از علماء و طلاب علم بوده و از مسجد و مدرسه نشأت کرده است. در این امارت نه تنها در سطح رهبری بلکه در جبهات و میادین مختلف اعم از نظامی، سیاسی، ملکی و فرهنگی همین علماء و طلاب علم اند که با اخلاص تمام امورات را به پیش می برند. امارت اسلامی نه تنها به علمای راستین و حقانی احترام قایل است بلکه حتی جان و مال علماء و منتسبین به علم را که در مخالفت با امارت اسلامی بیانیه ها و خطابه ها صادر می کنند و در جانب مقابل اردوی اجیر و پولیس مرتزقه را مجاهد و مدافع از وطن می دانند بر خود حرام می داند و شدیدا مخالف قتل و کشتار آنها می باشد. مجاهدین امارت اسلامی هرگز اجازه حمله بر علماء و منتسبین به علم بخصوص در مساجد و مدارس را ندارند و این عمل را، با وجود مخالفت این علماء و منتسبین به علم با مجاهدین و امارت اسلامی، جنایت دانسته و آنرا تقبیح می کنند. امارت اسلامی مطمئن است که این قتل ها همه توسط ادارات امنیتی ادارهء اجیر کابل مدیریت می گردد و تطبیق آن نیز یا به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم بدوش این ادارات می باشد.

ادارهء اجیر کابل با این عملکرد وحشیانه و غیر انسانی خود از یکسو علماء و منتسبین به علم، بخصوص آنانی را که گاهگاهی لب به حقگویی می گشایند، تصفیه می کند و از سوی دیگر می خواهد با این عملکرد خود مسئولیت آنرا به دوش مجاهدین بیاندازد و به این ترتیب اذهان عامه را مغشوش ساخته و از تمایلی که اکنون در اقشار مختلف جامعه بسوی امارت اسلامی و مجاهدین به وجود آمده است جلوگیری کند و در نتیجه تلاش های صلح را برهم زند. هدف این قاتلین نکتایی دار اینست که جنگ و کشتار مردم سالهای دیگر ادامه داشته باشد و به این شکل آنها بتوانند چند روز دیگر در قدرت، اگرچه به قیمت خون و جان مردم بیچاره و مستضعف تمام شود، قرار داشته و به فساد خود که به اوج رسیده ادامه دهند. آنها در این راستا تلاش های شبانه روز دارند مگر توکل مجاهدین به آن خدایی است که دسایس خائنین را همیشه خنثی ساخته و مکر و فریب شانرا در مقابل فرزندان راستین و حقانی اسلام ناکام می سازد. ملت مسلمان افغانستان نیز حقیقت را درک کرده و چهر های واقعی این مکاران و روباه صفتان را شناسایی نموده اند و هرگز تحت تاثیر این تبلیغات دروغین و بی اساس آنان نمی روند. از سوی دیگر پالیسی ها، مواقف و عملکرد امارت اسلامی نیز در قبال علماء، مساجد و مدارس خیلی واضح و روشن است و ممکن نیست که مردم دیگر فریب دروغ ها و نیرنگ های دشمن را در این ارتباط بخورند و این امر باعث تشکیک افکار آنان در مورد مجاهدینی گردد که جان های خودرا فدای حفاظت از جان، مال، عزت  و ناموس آنان کرده اند.

با سپاس از مجله حقیقت

Related posts