پنجشنبه ، 19 سپتامبر ، 2019

«حــقانی» شـیخ جهـاد، علـم و عرفان

«حــقانی» شـیخ جهـاد، علـم و عرفان

مولوی محمدامین حیدری / ترجمه : طارق

نه کدام امپراطـور بود و نه دیکتـاتـور، نه پادشــاه بود و نه فرمانـروا، بلکـه ساده زیست و فقیر اما محب خداوند بود، خداوند قلب های مؤمنان را از محبت و قلب های دشمنان را از هیبت او پر کرده بود.

در هر کار نیک از نیکوکاران دیگـر سبقت می جست، در راه خداوند از پیش آمدن هر مصیبت احساس لذت می کرد و آن را دوباره جهت به دست آوردن قرب و محبت الهی واسطه قرار می داد، اثر عروج معنـوی شان در خانه و کاشانه، قریـه و دیـار بلکه در تمام اقلـیم نمایان گشـته بود، حتـی خواب های آرام قدرتمندان جهـانی را از بین برد.

اگـر در مورد جهاد او می پرسی از کوه های سر به فلک کشـیده و دره هـا و تپه های پر پیچ و خم پکتیـا بپرس که زمانی به خواب رباط فرو می رفت، بر کدامیـن سنگ سر می گذاشت و یا در سایـه کدام درخت های چنـار به حالت نشسـته می خوابیـد ؟

زمانی که خط مقدم جنگ در گرد و غبار بمب های دشمن تا آسمان تیره می گشت خون زخم های آن شیخ موسفید در کدامین راه ها تاریخ را رهبری می کرد ؟ و اگر خودش زخمی نمی بود، با دستان خود زخمیان مجاهدین را تداوی می کرد و مراسم انتقـال، تکفین و تدفین شهـدا را انجام می داد

کارنامـه های حیرتآور شاهراه های خوست و گردیز موضوع کدامیـن کتاب های افسانه‌ی هستند ؟ و اگر نه، صدهـا تن شاهدان عینی هنـوز زنده هستند.

تاکـتیک های جنگی او چه انـدازه جنرالان متخصص نظامی را به فن حربی او انگشت به دندان ساخته بود ؟

در جغرافیای محـدود خویش، چـه اندازه سنگرهای جهانی جهاد به عنوان نمونه های زنده اراده قوی او یادگـار باقی مانده اند ؟

در رگ و گوشت دشمن چگـونه راه پیدا می کرد ؟ دشمن را چطور تشخیص می داد و با دشمن چطور تعامـل می کرد ؟

چه اندازه اسیـران جنگی را با حکمت خداداد و عاطفـه زیبای خود شامل مسیر خود ساخت ؟

جهاد و هجرت های چند دهه او چند باب و فصل دارد ؟ و دوست و دشمن چگونه او را تعریف می کنـد ؟

ایـن تاریـخ بزرگی است که با دقت کـامل و تفصـیل به زودی به حافظـه تاریخ سپرده خواهد شد. ان شاء الله.

اگر در مورد علـم و عرفان وی چیزی را می پرسی به آن عده اولیای جـوهر شناس مراجعـه کن که کودک چـند ساله «جـلال الدین» را جهت تربیـت ظاهری و باطنی یکی به دیگری می سپردند، تا او را آماده چنان رهبری و مسئولیت بکنند که بدون فیض و برکت علـم و عرفان نا ممــکن بود.

از آن منـبرهای جهاد بپرس که هرگاه این مرد غازی خسـته و مانده از سنگرهای جهاد بر می گشت و جهت استراحت با مجاهدین خود در جایی توقف می کرد، پس آذان دعوت به زبان ساده، فصیح، بلیـغ و علمی او از مسجد قریه بلند می شد، یا در مراسم جنـازه کدام شهید مرورایدهای ایمانی را در روشنی آیات و احادیث مبارکه تقسیم می کرد و یا هم حماسه های دعوت او در صحنه های تدریب معسکرات بدرقـه می شد.

این معـمار مساجـد، مدارس، مکاتب، سنگرها و پوهنـتون های حربی بنیادهای محکم زندگی کامیاب و متعهدانه را به نسل خود پشت سر گذاشت. بنیادهای که پس از استعمار شرقی کاخ آرمان های غرب را نیز نیست و نابود ساخت.

زندگی و مبارزات پر بـرکت الحاج مولانا جلال الدین حقانی رحمه الله پر از عجایب و غرایب است. امیدوارم مانند خود ایشـان بر اثر ناگواری زمان پنهان به خاک سپرده نمی شود، بلکه این تذکره در طبقات ماندگار تاریخ ثبت و محفوظ خواهد شد. ان شاء الله

Related posts