آوریل 04, 2020

تکرار اشتباه ! (سرمقاله شماره نهم مجله حقیقت)

به قلم: مدیر مسئول مجله حقیقت
اشغالگران صلیبی با وجود آنکه در ختم سال 2014 م بانگ خروج کامل و فرار ذلت بار خویش را سرداده و ادامۀ تجاوزگری پس از 2014 را حمایت قاطع و کمک فکری و مشورت دهی به نیروهای اجیر خود توصیف کرده بودند؛ اما پس از روی کار آمدن قریب به یکسال ادارۀ جدید به اسم وحدت ملی و مخصوصا پس از آغاز عملیات بهاری مجاهدین موسوم به “عزم” دیده شد که نیروهای اشغالگر خارجی کما فی السابق فراتر از خط مشوره در خط مقدم جنگ ها حضور فعال پیدا کرده و حملات هوایی شبانه و روزانۀ شان که منجر به کشتار ملت رنجدیدۀ افغان می گردد همچنان با همان شدت و حدّت سابق جریان دارد و بدون آنکه کمتر توجهی به قوانین جنگی و تعهدات بین المللی خود داشته باشند بازهم در تلاش اند تا با توسل از راه زور، قتل و کشتار، ملت مسلمان افغانستان را در دهشت و وحشت فرو برده و همچنان بر اعمال ننگین ضد بشری و جنایات جنگی و ضد انسانی خود ادامه بدهند.
امریکا و متحدین بین المللی آن اکنون به این حقیقت کاملا اذعان دارند که جنگ افغانستان هرگونه که پایان یابد در نهایت به شکست امریکا و متحدین آن تعبیر می شود و آنچه مطلوب امریکا و قوای صلیبی از حمله به افغانستان بود حاصل نگشته است آنها با وجود آنکه می دانند تداوم تجاوز به نفع شان نیست و مردم افغانستان نیز هرگز از ادامۀ حضور آنها خشنود نیستند و هیچ نفعی نمی برند؛ و کُلّا این جنگ از ابتداء غلط و اشتباه کامل بوده و همانطورکه بارک اوباما رئیس جمهوری امریکا در صحبت با روزنامۀ نیویارک تایمز بر این نکته صحه گذاشته است و صراحتا به حقیقت تلخ شکست و اشتباه جنگ به اسم تروریزم اعتراف نموده است؛ اما با وجود این بازهم وقتی به آن همه مصارف هنگفت مالی که در جنگ افغانستان بیهوده تلف شده و زمانیکه به کشته شدن و مجروحیت تعداد زیاد عساکر امریکایی که در طول دوران اشغال رخ داده فکر می کنند و همچنین زمانی که با حسرت فراوان به دست پرورده های بی کفایت خود در داخل افغانستان می نگرند که جز فساد مالی و ایجاد باندهای مافیایی و حیف و میل کردن سرمایه های هنگفت و مفت امریکا و متحدین آن، یک فیصد از خواسته ها و اهداف امریکایی را کماحقه برآورده نساخته و با گدا صفتی همچنان دست شان به سوی امریکا دراز است و بر حمایت و ماندن امریکایی ها به شدت اصرار می ورزند؛ مجبورا امریکا باز اشتباه آزموده شده و بی نتیجۀ خود در افغانستان را تکرار کرده و سعی می کند تا آخرین چانس ها را حداقل برای بقایای نظام دست ساختۀ خویش بکار گیرد و چند صباحی بیشتر برای ادارۀ کابل فرصت بازیابی و بازسازی داده و کابل کنونی بتواند حداقل خواسته های واشنتگن را برآورده بسازد.
از همین رو، وقتی فشارها از هر جانب بر حکومت بی مسمای وحدت ملی پس از شدت گرفتن عملیات کفرشکن و اجیر لرزان “عزم” بالا گرفت اشرف غنی رنگ باخته و پریشان حال به سراغ جان کمپل قوماندان عمومی ناتو در افغانستان رفت و از او با التماس فراوان خواهش کرد که به کمک نیروهای اجیر افغانی که در خطر جدی سقوط قرار گرفته اند بشتابد و به قوای صلیبی دستور حملات هوایی علیه مواضع مجاهدین را صادر کند تا خطر شکست و سقوط مناطق از کنترول اردوی اجیر موقتا مرتفع شود؛ این بود که حملات هوایی قوای صلیبی در دستور کار قرار گرفت و دوباره باعث فجایع عمیق برای ملت مظلوم شد و امریکا باز اشتباهش را تکرار کرد؛ غافل از اینکه بمب و بمباردمان هوایی و قتل و کشتار ملت مظلوم افغانستان و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، چارۀ کار نیست بلکه این نوع رفتار خصمانه و ضد انسانی امریکا با مردم افغانستان بیشتر به آتش جنگ و خشونت دامن زده و عزم اسلامی و ملّی آحاد ملت افغان را بر انگیخته خواهد ساخت و ان شاء الله تعالی روزی فرا خواهد رسید که خشم عمومی مردم مسلمان و اشغال ستیز افغانستان قدرت ظاهری امریکا و همپیمانان خون آشام آن و همچنین توان ناچیز غلامان بی مقدار آنها را درهم کوبیده و با شکستی بدتر از امروز مواجه شوند؛ ولی ایکاش آنانی که در سطح کشور، منطقه و جهان ادعای غمخوری افغانستان و مردمش را دارند گاهی هم بجای توسل به ظلم و زور به دیگر راه حل های که منجر به صلح و ثبات در افغانستان می شود فکر و اندیشه می کردند …!

برگرفته از: شماره نهم حقیقت

Related posts