آوریل 06, 2020

جهاد بر ضد فساد و اشغال، و رهبری مثالی امارت/ بخش چهارم و اخیر

جهاد بر ضد فساد و اشغال، و رهبری مثالی امارت/ بخش چهارم و اخیر

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی // ترجمه : ابوزبیر حبیب زاده

برای خواندن بخش اول مقاله بر اینجا برای بخش دوم بر اینجا و برای بخش سوم بر اینجا کلیک نمائید

رهبری سوم :

پس از شهادت منصور صاحب، شورای رهبری امارت اسلامی در حالیکه نه دفتر و دیوان علنی داشت، نه موجودیت خود را اظهار می توانست و نه هم دید و بازدید زیادی می توانست، اما باز هم این شورای که موصوف به مواصفات شورای حل و عقد بود توانست شیخ هبة الله آخندزاده حفظه الله را، که در دوره شهید منصور – تقبله الله – معاون او بود، به حیث امیر سوم امارت اسلامی تعیین کند. مراسم بیعت با استفاده از تجربه های سابق بسیار به آسانی تکمیل شد و گذاشته نشد که امارت خدا نخواسته بی سرپوش بماند.

با تعیین شیخ هبة الله آخندزاده حفظه الله به حیث امیر المؤمنین، خلای که به شهادت شهید منصور – تقبله الله – به میان آمده بود، به زودی دوباره پر شد و امارت الحمدلله از زیان انشعاب و اضمحلال نجات داده شد. با آمدن جناب آخندزاده صاحب چوکات امارت اسلامی به حال خود فعال و منظم نگه داشته شد. تمام کمیسیون ها، ادارات، مسئولان ولایات، ولسوالان، قطعات، دلگی مشران، مجاهدین و عموم مسلمانان با شیخ صاحب بیعت و تعهد به وفاداری نمودند و لله الحمد به عهد خود وفا هم نمودند.

اکنون که امارت اسلامی یک امیر، ۳ معاون و یک شورای قوی رهبری دارد، در سطح جهان به یک قوت نظامی و سیاسی تبدیل شده است. هر کشور و هر جهت داخلی کشور بر حیثیت و دلاوری آن قائل است.

این کارنامه های بزرگی که به نام عالمان دین ثبت شده است، واضح می سازد که رهبری علما، می تواند حیثیت و عزت تاریخی ملت ها را اعاده و نگه داری کند. این رهبری دینی قوت، ننگ، غیرت و تشخص اصیل اسلامی کشور، را مصئون ساخت.

امارت اسلامی در دوره ۲۵ ساله خود خدمات زیادی برای افغانستان انجام داد، کشور را از تجزیه و تخریب نجات داد، دین و عقیده مردم را حفاظت کرد، فساد گسترده را از بین برد، جهاد تاریخی در برابر اشغالگران را آغاز و تا اکنون به خوبی رهبری کرد، که جای افتخار برای تمام مردم مسلمان افغانستان و حتی امت اسلامی است.

رهبری بزرگ و مدبر امارت اسلامی را زمانی به خوبی می توان درک کرد که دوره جهاد در برابر امریکا را با دوره جهاد در مقابل شوروی مقایسه کرد.

دوره جهاد در برابر اتحاد شوروی اگر چه واقعا مرحله دشوار و طاقت فرسا بود، اما در تناسب به جهاد کنونی، امکانات و ظروف زیادی موجود بود. مثلا جای امن برای هجرت وجود داشت، ملیون ها افغان ها برای نجات از کفار به آنجا پناه بردند، نفس راحت گرفتند، خود را منظم کردند و پس برگشتند، برای مجاهدین به شمول کشورهای عربی و امریکا زمینه روابط با نصف جهان و راه آزاد و بی خطر برای جلب کمک ها مساعد بود. محل و امکانات برای مجالس، شوری ها و تصمیم گیری ها موجود بود. بزرگان جهادی پیام خود را به مجاهدین به گونه مستقیم رسانده می توانستند، جلسات و نشست های بزرگ برگزار می شد و رسانه های جهانی و منطقوی به نفع مجاهدین نشرات می کردند.

اما با این همه امکانات، صف جهاد عملا به ۱۵ دسته تقسیم شده بود. ۷ تنظیم های بزرگ (حرکت انقلاب اسلامی، حزب اسلامی خالص بابا، حزب اسلامی حکمتیار، جمعیت اسلامی، اتحاد اسلامی، محاذ ملی اسلامی و نجات ملی) و نیز به شمول حزب وحدت، حرکت محسنی و حرکت اکبری ۸ تنظیم دیگر برای شیعیان افغان مقیم در ایران ساخته شده بود.

یعنی با وصف امکانات فراوان، مجاهدین آن دوره نتوانستند رهبری واحد داشته باشند و از افتراق و اختلافات مجاهدین جلوگیری شود. در زمان جهاد با اتحاد شوروی، گاهی چنین هم پیش آمده است که تنظیم های جهادی در برابر یکدیگر سلاح برداشتند و با هم جنگیدند.

قومندانان و اعضای تنظیم های جهادی به سبب تعدد آنقدر خودسر شدند که از اطاعت بزرگان خود برآمدند، هر کسی هر چه می خواست به نام جهاد انجام داده می توانست، در برابر زندگی مردم ملکی از احتیاط کار گرفته نمی شد، تجاوز بر حیثیت و عزت مسلمانان و غارت کردن اموال شان کار روزمره بعضی قومندانان تنظیمی بود.

رهبران بیشتر تنظیم ها حتی در زمان جهاد (یعنی پیش از خانه جنگی ها) کنترول قومندانان خود را از دست داده بودند، کسی را از کار بد منع نمی توانستند، زیرا اگر یک تنظیم کدام قومندان خود را توبیخ می کرد، آن قومندان به تنظیم دیگری می رفت و آنجا به بدمعاش بزرگی تبدیل می شد.

نتیجه همین خودسری و عدم کنترول بود که هرگاه جهاد کامیاب شد، به سبب خودسری ها و عدم تحمل همدیگر، جنگ های خانگی، پاتک ها، دزدی ها و چور و چپاول در کابل و سائر ولایات آغاز شد و آرمان های بزرگ جهاد غرقاب شد.

اما رهبری زیرک و مدبر امارت اسلامی، با استفاده از تجربه های جهاد گذشته، در جریان جهاد هجده سال کنونی هرگز اجازه نداد که صف جهادی بار دیگر به تنظیم ها و قومندانان تقسیم شود. اگر چه بعضی اشخاص کوتاه فکر تلاش کردند که صف امارت را نیز با حال تنظیم های پیشین دچار سازند، اما اینگونه دسیسه ها به سبب هوشیاری و قاطعیت رهبری امارت ناکام شد.

جهاد بر ضد شوروی های اشغالگر و کمونیستان داخلی چهارده سال دوام کرد، اما رهبری جهادی آنزمان نتوانست زمام کنترول جهاد را به دست خود نگه دارد. اما امروز در حالی که از جهاد امارت اسلامی با امریکا هجده سال می گذرد، الحمدلله با تسلط امارت اسلامی با گذشت زمان و گسترش صف جهادی، نظم و دیسپلن بیش تر به میان می آید.

مجاهدین در زمان جهاد بر ضد شوروی از نگاه اکمالاتی بسیار مجهز بودند، اما مجاهدین جهاد کنونی از وسایل بسیار کهنه در برابر دشمن کار می گیرند، مثلا ماین ها را با استفاده از بوشکه های زرد به دست خود می سازند و توسط اسلحه و وسایلی که از دشمن به غنیمت می گیرند، دوباره در برابر دشمن عملیات انجام می دهند.

برای مجاهدین کنونی هیچ جایی مصئون و مامون برای هجرت و پناه بردن وجود ندارد. مجاهدین با خانواده ها و متعلقین شان در هر جا با شهادت، زندانی شدن و شکنجه شدن رو برو هستند.

از مشکلات یاد شده و جریان جهاد پیشین و ثمرات آن، استنباط می توانیم که رهبری امارت اسلامی نسبت به رهبری جهاد پیشین به مراتب کامیاب و قوی هستند.

ما هیچگاه خودنمایی و تکبر نداریم، اما به گونه تحدیث بالنعمت می گوئیم که با توجه به مشکلات بی حساب کنونی، همچو رهبری امارت اسلامی، رهبری سالم، قوی و بی داغ در تاریخ افغانستان نگذشته است.

بر ملت مسلمان افغانستان خصوصا بر قشر دینی و مجاهدین امارت اسلامی لازم است که به این حالت شکرگذار باشند. اینگونه رهبری و صف منظم نتیجه کدام کمال، سعی و فهم ما نیست، بلکه احسان و منت الله جل جلاله است. ما باید به حیث بندگان خدا، شکر این نعمت پروردگار را ادا کنیم.

ما باید برای قوی داشتن و دفاع ازین رهبری کامیاب و صف مقدس شب و روز بکوشیم. پسران و دیگر اعضای خانواده های بیشتر بزرگان امارت اسلامی عملا مشغول خدمت در سنگرهای جهاد هستند. پسر امیرالمؤمنین شیخ الحدیث هبة الله آخندزاده حفظه الله (حافظ خالد) در سال ۱۳۹۷ هجری شمسی در گرشک هلمند در برابر دشمن عملیات فدایی انجام داد و شهید شد.

چهار پسر مرحوم مولوی جلال الدین حقانی شهید شدند و متباقی پسرانش مشغول جهاد هستند. اعضای خانواده مرحوم امیر المؤمنین ملا محمد عمر مجاهد در سنگرهای جهاد به حیث افراد نوبت های خود را سپری می نمایند. همچنان پسران بیشتر بزرگان امارت اسلامی شهید شدند، بندی شدند و یا عملا در صف جهاد ایستاده اند، قربانی می دهند، زحمات را تحمل می کنند و در شرایط بسیار دشوار امنیتی زندگی پر مشقت را پذیرفته اند.

داشتن چنین بزرگان و خدمت دینی در زیر چتر چنین رهبری، انعام خاص پروردگار است و این واقعیت را باید هیچ مجاهد و افغان با درک نادیده نگیرد.

ما بر امرای خود از هر نگاه باور و اعتماد داریم، تا آنکه ایشان بر موقف شرعی خود بمانند. ان شاء الله ایشان هیچگاه منحرف نمی شوند و شکار دسیسه ها نمی شوند، هیچگاه با آرمان های شهدا خیانت نمی کنند و هیچگاه در برابر دشمن تنزل نمی کنند و سر نمی نهند. ان شاء الله تعالی

در اخیر، یکبار دیگر تاکید می کنم که ما باید این حالت را کمال خود ندانیم، بلکه محض رحمت و احسان پروردگار بدانیم. در چنین دور پر از فتنه ها، داشتن چنین رهبری و قیادت با عزم، جای بسیار خوشحالی و سپاسگذاری است.

تمام ملت افغانستان به ویژه آن مجاهدین خسته و مانده که قربانی های زیادی داده اند، هجرت ها، شهادت ها، جراحت ها، زندان ها، محرومیت ها و سفرها را متقبل شدند، باید به پروردگار خود شاکر و تائب باشند و برای بزرگان خود از بارگاه خداوند متعال توفیق، حوصله، استقامت، صبر و ثبات بیشتر مسئلت نمائیم.

ایشان باید اطاعت کنند و از خط مشی آن ها پیروی نمایند و این درس را برای نسل های آینده انتقال بدهند. وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ.

و ما علینا الا البلاغ

پایان یافت

Related posts